نقد مقاله «چسبیدن به ایسم، ضد مارکسیسم است»
دومینیک فره سخنوری برجسته و کنشگر مارکسیست سرشناس در فرانسه است. او صدها مقاله در دفاع از حقوق طبقه کارگر و در مخالفت با جنگ و استثمار به رشتهی تحریر درآورده و با تأکید بر لزوم اتحاد نیروهای کمونیست در سطوح ملی و بینالمللی، نقشی چشمگیر در مبارزه با گرایشهای انحرافیِ موسوم به «چپ» ایفا کرده است. وی به عنوان یک مارکسیست انترناسیونالیست، همواره از مبارزات نیروهای سوسیالیست و زنان در افغانستان حمایت کرده است.
گفتمان سوسیالیستیمطالب رسیده
رفیق عزیز ناصر!
ترجمه مقاله شما (چسبیدن به ایسم، ضد مارکسیزم است؛ نه به «ایسم» برای اتحاد جنبش کمونیستی ملی و بین المللی) که در شماره سیزدهم، اول می ۲۰۲۶ در نشریه گفتمان سوسیالیستی منتشر شده است را دریافت کردیم.
این مقاله سوالات مهمی را مطرح میکند که نمیتوانیم در اینجا به همهی آنها بپردازیم.
چند نکته در این متن وجود دارد که نمیتوانیم با آنها موافق نباشیم:
- به عنوان مثال: این واقعیت که هیچ سازمان بینالمللی موجود که امروزه ادعای مارکسیستی بودن دارد، نمیتواند به خودی خود ادعا کند که «بینالملل کارگران انقلابی» است. برای مثال، ضرورت انقلابیون - در بحبوحهی بحران عمیقی که جنبش کارگری بینالمللی دهههاست با آن دست و پنجه نرم میکند - برای ایجاد پیوند و همکاری با جریانهای واقعاً کارگری و انقلابی، صرف نظر از ارجاعات ایدئولوژیکی که جریانهای اخیر ادعای پایبندی به آن را دارند.
همانطور که ممکن است بدانید، در حالی که ما در حال آمادهسازی کنفرانسی برای اعلام مجدد بینالملل چهارم (که در سال ۱۹۹۳ برگزار شد) بودیم، در سال ۱۹۹۱، در بارسلونا، یک کنفرانس جهانی آزاد علیه جنگ و استثمار، برای بینالملل کارگران برگزار کردیم که در آن فعالانی که از بحران احزاب کمونیست، احزاب سوسیالیست، جریان مائوئیستی، فعالان سنت آنارشیستی و فعالانی از بحران جنبشهای رهاییبخش ملی بیرون آمده بودند، شرکت کردند.
- و بیایید حتی در مورد آنچه شما در مورد «کیش رهبر» میگویید صحبت نکنیم، زیرا میدانید که ما به عنوان طرفداران بینالملل چهارم، بهای دهها هزار مرگ را برای جنایات استالینیسم پرداختهایم.
در نتیجه، اشاره به یک «ایسم» نمیتواند پیشنیاز بحث و اقدام مشترک برای هر کسی باشد که صادقانه میخواهد برای بازسازی یک بینالملل کارگری انقلابی واقعی تلاش کند تا به طبقه کارگر در انجام وظیفه تاریخی خود یعنی سرنگونی سیستم رو به زوال مبتنی بر مالکیت خصوصی بر ابزار تولید کمک کند.
از سوی دیگر، آیا هرگونه اشارهای به سنتها بیمعنی است؟ به عبارت دیگر، آیا باید همه «ایسمها» را به سطل زباله انداخت؟ به عنوان مثال، توجه داریم که آنچه شما در مورد «ایسمها» میگویید، به گفتهی شما، در مورد مارکسیسم صدق نمیکند.
بیایید به سوال لنین بپردازیم. لنین، مانند همهی فعالان و رهبران انقلابی، قطعاً اشتباهاتی مرتکب شد.
اما آیا اشاره به لنین و لنینیسم تمام معنای خود را از دست داده است؟
بدون شک، سهم لنین در مارکسیسم زمان خود، توسعه روشی برای ایجاد یک حزب کارگری پیشتاز انقلابی، با مرکزیت دموکراتیک و حول محور انتشار یک روزنامه بود.
اینها اصولی هستند که به نظر ما بین شما و ما مشترک است. شما که در شرایط بسیار دشوار افغانستان، ایجاد یک حزب پیشتاز و حتی انتشار یک روزنامه را، علیرغم شرایطی که بر شما تحمیل شده است، ضروری میدانید.
و لنین تحلیل مارکسیستی از امپریالیسم، «بالاترین مرحله سرمایهداری» است، که اهمیت مبرم آن را امروز میتوانیم ببینیم.
بنابراین؛ نقش عملی و تاریخی او در انقلاب روسیه، «تزهای آوریل»، نقش محوری طبقه کارگر، رد مفهوم «انقلاب مرحلهای» (که تصرف قدرت توسط طبقه کارگر و سلب مالکیت سرمایه را به آیندهای نامعلوم موکول میکند، و استالینیسم چند سال بعد آن را برای توجیه تسلیمی خود در برابر بورژوازی کمپرادور در کشورهای تحت سلطه، دوباره به دستور کار بازگرداند) نیز در همین امر نهفته است.
آیا همهی اینها امروز معنای خود را از دست دادهاند؟
ما چنین باوری نداریم. در مورد برچسب «تروتسکیسم»، همانطور که میدانید، ما آن را انتخاب نکردیم. استالین و بوروکراسی نوظهور در اوایل دهه 1920 بودند که بلشویکهایی را که میخواستند به لنین و مبارزه برای انقلاب جهانی وفادار بمانند - و به اصطلاح «نظریه» سوسیالیسم در یک کشور واحد را که چیزی بیش از پوششی برای چشمپوشی از انقلاب جهانی نبود - رد میکردند، با این مهر برچسب زدند.
خود تروتسکی معتقد بود که بهترین نام برای هواداران اپوزیسیون چپ و بعدها انترناسیونال چهارم، نه «تروتسکیست» ؛ بلکه «بلشویک-لنینیست» است.
با این وجود، ما متعاقباً برچسب «تروتسکیسم» را پذیرفتیم، زیرا ما از دلایلی که استالین و بوروکراسی دهها هزار نفر از بهترینهای ما را در اردوگاههای سیبری، اسپانیا، فرانسه، مکزیک و جاهای دیگر به قتل رساندند، شرمنده نیستیم - کاملاً برعکس!
بنابراین، آیا مشکل واقعی در برچسبها است؟
در اگست ۱۹۳۵، در متنی با عنوان «برچسبها و اعداد»، که در آن علیه رهبر «چپ انقلابی» حزب سوسیالیست، مارسو پیوره - که از هواداران بینالملل چهارم خواسته بود تا از نام «بلشویکهای لنینیست» خود دست بردارند - جدل کرد، لئون تروتسکی نوشت:
«چرا؟ آیا این نام کارگران را میترساند؟ برعکس. اگر به اصطلاح «کمونیستها»، علیرغم تمام خیانتها و جنایاتی که مرتکب شدهاند، هنوز بخش قابل توجهی از پرولتاریا را زیر پرچم خود دارند، صرفاً به این دلیل است که خود را به عنوان حاملان سنتهای انقلاب اکتبر به تودهها معرفی میکنند. کارگران نه از بلشویسم میترسند و نه از لنینیسم. آنها فقط (و به حق) میپرسند: «آیا آنها بلشویکهای واقعی هستند یا بلشویکهای دروغین؟» وظیفه انقلابیون پرولتاریای ثابت قدم این نیست که از نام بلشویک صرف نظر کنند؛ بلکه باید از طریق اعمال خود، بلشویسم خود - یعنی روحیه انقلابی ثابت قدم و فداکاری مطلق خود برای آرمان ستمدیدگان - را به تودهها نشان دهند.»
آیا این مسألهی واقعی امروز نیست؟
برای مثال: نه شما و نه ما از مبارزه برای سوسیالیسم و کمونیسم دست نمیکشیم. با این حال، وقتی در اکتبر ۲۰۰۱ در فرانسه، دولتی متشکل از به اصطلاح «سوسیالیستها» و «کمونیستها» تصمیم گرفت در تجاوز امپریالیستی ناتو علیه افغانستان شرکت کند، وظیفهی ما بود که این تسلیمی به اصطلاح «کمونیستها» و «سوسیالیستها» را در برابر امپریالیسم محکوم کنیم.
این موضوع در مورد برچسب «تروتسکیست» نیز صادق است. برای مثال، در سال ۲۰۰۲ در برزیل، لولا فردی به نام میگل روسِتو را به عنوان وزیر اصلاحات ارضی منصوب کرد که ادعا میکرد تروتسکیست است (او عضو جریان «دبیرخانه متحد» پابلوئیست بود) و پس از تصدی سمت، از انجام هرگونه اصلاحات ارضی خودداری کرد و قتل دهقانان بیزمین توسط نوچههای زمینداران بزرگ را لاپوشانی کرد و غیره.
در آن زمان، ما یک کمپین بینالمللی برای محکوم کردن این موضوع و تأکید بر اینکه تروتسکیسم هیچ ارتباطی با این سیاست دفاع از مالکیت خصوصی زمینداران بزرگ در برابر تودههای دهقان ندارد، راهاندازی کردیم.
همانطور که چند روز پیش در پارلمان فرانسه، جایی که دولت مکرون میخواهد افزایش ۳۶ میلیارد یورویی بودجه نظامی را تصویب کند، وقتی نماینده مجلس، ژروم لگاور (که با شیادی ادعا میکند تروتسکیست است) به همراه دیگر نمایندگان مجلس از حزب «فرانسه تسلیمناپذیر» اصلاحیهای را ارائه داد که علاوه بر ۳۶ میلیارد مورد درخواست مکرون، ۵.۸ میلیارد یورو دیگر برای جنگ امپریالیستی سفارش میکرد، محکوم کردن او ضروری بود.
زیرا مشکل از برچسبی که او با شیادی ادعا میکند ناشی نمیشود ؛ بلکه از تسلیمی او (و دوستانش) در برابر سیستم مالکیت خصوصی ابزار تولید و نهادهای سرمایهداری ناشی میشود.
به همین دلیل است که ما معتقدیم این ایده که صرفاً رد ارجاعات به جریانهای سیاسی برای هموار کردن راه برای «وحدت جنبش کمونیستی بینالمللی» کافی است، یک توهم است.
زیرا چه وحدتی میتواند بین جریانهایی که واقعاً به طبقه کارگر وفادارند و مثلاً به اصطلاح «سوسیالیستها»، «کمونیستها» یا «تروتسکیستها» که ما همین الان از آنها نام بردیم، کسانی که از جنگ امپریالیستی حمایت میکنند، زمین را به دهقانان انکار میکنند و غیره، وجود داشته باشد؟
…امیدواریم این بحثها در این زمینه ادامه یابد.
برادرانه،
دومینیک فره
۱۳ می ۲۰۲۶ پاریس
یادداشت نویسنده مقاله
دومینیک فره سخنوری برجسته و کنشگر مارکسیست سرشناس در فرانسه است. او صدها مقاله در دفاع از حقوق طبقه کارگر و در مخالفت با جنگ و استثمار به رشتهی تحریر درآورده و با تأکید بر لزوم اتحاد نیروهای کمونیست در سطوح ملی و بینالمللی، نقشی چشمگیر در مبارزه با گرایشهای انحرافیِ موسوم به «چپ» ایفا کرده است. وی به عنوان یک مارکسیست انترناسیونالیست، همواره از مبارزات نیروهای سوسیالیست و زنان در افغانستان حمایت کرده است.
از رفیق دومینیک بابت توجه شان به محتوا و موضع مقاله «چسبیدن به "ایسم"، ضد مارکسیسم است» صمیمانه سپاسگزارم. ایشان با طرح نکات بسیار ارزشمند در نقد خود، عملاً بر غنای این مقاله افزودهاند و آن را تکمیل کردهاند.
نقدِ «ایسم»ها در مقالهی چسبیدن به ایسم…، تنها رویکرد دگماتیک و شبهمذهبی به سوسیالیسم، کیش شخصیت پیرامون بنیانگذاران مارکسیسم، گرایش به خطاناپذیر دانستن رهبران احزاب و گروههای خودی، و همچنین عدم تحمل انتقاد را هدف قرار میدهد. همانطور که در مقاله تأکید شده است، ما هرگز به نقشها و دستاوردهای عظیم رهبران مارکسیست — از مارکس تا لنین، مائو تا تروتسکی و لوکزامبورگ تا گرامشی — را دستکم نمیگیریم و با نظریات آنان نه به شیوهای جزمی یا شبهمذهبی؛ بلکه به روشی علمی برخورد میکنیم.
از رفقا و خوانندگان ماهنامه «گفتمان سوسیالیستی» صمیمانه دعوت میکنم تا پس از مطالعه دقیق این مقاله https://www.socialist-alliance.com/chsbydn-bh-aysm-dhd-marksysm-ast و نقد آقای دومینیک، دیدگاههای خود را با ما در میان بگذارند. نقدها و تحلیلهای ارائه شده از سوی رفقا و نیروهای انقلابی، به همهی ما کمک خواهد کرد تا نقاط ضعف جنبش چپ انقلابی در افغانستان را شناسایی کنیم و با تلاش مشترک، بر آنها فائق آییم و راه را برای وحدت و همکاری عملی هموار سازیم.
ناصر لویاند
لطفا نظرات خود را با ما شریک سازید
مخاطبین گرامی برای برقراری ارتباط با اتحاد مبارزان سوسیالیست میتوانید با استفاده ازین فورم با ما در ارتباط باشید، سوالات و نظراتتان را با ما در میان بگذارید، با ما بیشتر آشنا شوید و گزارشات تصویری، صوتی و نوشتاری خود را برای ما ارسال کنید.