تروریسم اسلامی و تروریسم دولتی؛ دو روی یک سکه

از منظر من، جریان‌های آزادی‌خواه، پیشرو و سوسیالیست نباید در کنار هیچ‌یک از دو شکلِ تروریسم، یعنی تروریسم اسلامی و تروریسم دولتی، قرار گیرند. لازم است که علیه هر دو جریانِ تروریستی موضعی شفاف اتخاذ کنند، به نقد و افشای آن‌ها بپردازند و از منافع جنبش‌های اجتماعیِ پیشرو—همچون جنبش کارگری، جنبش آزادیِ زنان، جنبش دفاع از حقوق کودکان و دیگر جنبش‌های آزادی‌خواه و برابری‌خواه—پشتیبانی کرده و برای قدرتمندتر ساختنِ آن‌ها بکوشند.

گفتمان سوسیالیستیمطالب رسیده

صمیم آزاد

9/15/2026

مقدمه

رسانه‌ها و تحلیل‌گران سیاسیِ غربی و منتقدانِ جریان‌های اسلامی، معمولاً تنها همین جریان‌ها را به‌عنوان «تروریست» معرفی می‌کنند. اگر با نگاهی یک‌جانبه به این مسأله بنگریم، این ادعا نادرست نیست؛ چرا که جریان‌های اسلامی با تفسیر جزم‌اندیشانه و اتکا به احکام چهارده قرن پیش، دست به ترور دگراندیشان، کشتار غیرنظامیان و ویرانگری‌های گسترده‌ای در سراسر جهان زده‌اند و انسان‌های بی‌شماری بر اثر حملاتِ هدفمند و سازمان‌یافته‌ی آنان قربانی شده‌اند. اما تروریسم هرگز به جریان‌های اسلامی محدود نمی‌شود؛ زیرا در دنیای امروز، ما با پدیدهٔ «تروریسم دولتی» نیز مواجه هستیم—حکومت‌هایی که با بمب، پهپاد و موشک، شهرها را ویران می‌سازند، غیرنظامیان و به‌ویژه کودکان را به کشتار می‌کشند، حق زندگی، امنیت و آزادی را از مردم سلب می‌کنند و فضای ترس و وحشتِ عمومی می‌آفرینند.

در این مقاله می‌کوشم تا به تروریسم اسلامی و تروریسم دولتی به شکلی ایجازیافته و دقیق بپردازم. اما پیش از ورود به بحث اصلی، ضروری است «تروریسم» را تعریف کنیم تا از برداشت‌های نادرست جلوگیری شود؛ چرا که در واقعیت، تاکنون تعریف واحد و جهان‌شمولی از تروریسم ارائه نشده و دیدگاه‌ها دربارهٔ آن بسیار متنوع است.

تعریف تروریسم

«ترور» در لغت به معنای ایجاد ترس و وحشت است؛ به بیان دیگر، به اقدامِ ازپیش‌طراحی‌شده برای کشتن غیرنظامیان و مخالفان و ایجاد ترس و رعب در میان مردم، ترور گفته می‌شود. «تروریسم» نیز به مجموعه‌ای از سیاست‌ها، روش‌ها و اقداماتی اطلاق می‌گردد که از سوی دولت‌ها، گروه‌ها یا سازمان‌ها برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه به کار گرفته می‌شود. هدف بنیادین این اقدامات، تحمیل اراده، خواست سیاسی، مذهبی یا ایدئولوژی از طریق توسل به خشونت، ارعاب و واردآوردن آسیب‌های جانی و مالی به مخالفان و غیرنظامیان است.

بر پایه‌ی این تعریف، هر دولت، گروه یا سازمانی که مخالفان فکری و غیر نظامیان را به قتل برساند، خسارات مالی به آنان وارد کند، دست به بمب‌گذاری، عملیات انتحاری، گروگان‌گیری، اعدام، سربریدن، یا استفاده از سلاح‌های شیمیایی، پهپادی، بمب‌های ویرانگر بزند، یا اعتراضات مسالمت‌آمیزِ جنبش‌های مردمی را با خشونت سرکوب کند، در زمرهٔ تروریست‌ها قرار می‌گیرد.

در دنیای امروز، ما با دو شکلِ اصلی از تروریسم روبه‌رو هستیم: ۱. تروریسم اسلامی ۲. تروریسم دولتی

۱. تروریسم اسلامی

«تروریسم اسلامی» به مجموعه‌ی سیاست‌ها، فتواها، احکام و اقداماتی اطلاق می‌شود که بر مبنای تفسیرهای جزم‌اندیشانه و بنیادی از اسلام شکل گرفته‌اند و با گفتار و رفتار خود در میان جامعه رعب و وحشت می‌آفرینند.

گروه‌های اسلام‌گرای افراطی همچون القاعده، طالبان، داعش، بوکوحرام، الشباب، لشکر جهنگوی، حزب اسلامی افغانستان، تحریک اسلامی ازبکستان، شبکه‌ی حقانی، تحریرالشام، حماس، جهاد اسلامی، انصارالله (حوثی‌ها)، حزب‌الله لبنان و حشدالشعبی، از جمله جریان‌هایی هستند که در فعالیت‌های تروریستی نقش برجسته داشته و باعث مرگ صدها هزار انسانِ غیرنظامی شده‌اند. بسیاری از این گروه‌ها توسط دولت‌های ارتجاعی منطقه و قدرت‌های جهانی سازمان‌دهی، تسلیح و پشتیبانی سیاسی، مالی و نظامی شده‌اند.

به عنوان مثال، طالبان در دورهٔ نخست با حمایت نظامی دولت پاکستان، کمک مالی عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی، و پشتیبانی سیاسی آمریکا و بریتانیا به قدرت رسید. در طول بیست سالِ حاکمیت دولتِ مورد حمایت آمریکا و غرب نیز، این گروه از سوی دولت‌های پاکستان، ایران، روسیه، قطر و عربستان سعودی پشتیبانی می‌شد؛ تا این‌که سرانجام آمریکا مجبور شد توافق‌نامه‌ی دوحه را با این گروه به امضا برساند و زمینه‌ی فروپاشی سریع نظام جمهوری اسلامی افغانستان را فراهم سازد.

همچنین، گروه‌هایی چون حزب‌الله لبنان، حماس، جهاد اسلامی، حشدالشعبی و انصارالله به عنوان نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی ایران عمل کرده و این رژیم همواره کمک‌های مالی و نظامیِ گسترده‌ای را در اختیار آنان قرار داده است.

پیش از ظهور طالبان نیز گروه‌های موسوم به «مجاهدین» از سوی آمریکا، غرب و دولت‌های ارتجاعیِ منطقه، تحت حمایت‌های سیاسی، مالی و تسلیحاتی گسترده قرار گرفتند و مرتکب اعمال تروریستی بی‌شماری شدند؛ کشتار، سربریدن، غارت، تجاوز جنسی، شکنجه و ویرانی، بخشی از کارنامه و عملکرد آنان بوده است. کشورهایی چون افغانستان، سوریه، عراق، لیبی، پاکستان، سومالی و یمن از قربانیان اصلی تروریسم اسلامی به شمار می‌روند.

گروه‌های اسلامی نه به کودکان رحم کرده‌اند، نه به زنان، نه به جوانان و نه به سالمندان. این گروه‌ها با حمله به مکتب‌ها، دانشگاه‌ها، شفاخانه‌ها، زایشگاه‌ها، وسایط نقلیه، ورزشگاه‌ها، مساجد و تجمعات مردمی، انسان‌های بی‌شماری را ترور و حذف فیزیکی کرده‌اند. جریان‌های تروریستیِ اسلامی با کشتار، ترور، ویرانگری و حذف مخالفان زنده مانده‌اند؛ زیرا می‌کوشند از طریق ایجاد فضای سرکوب، ترور و وحشت، جامعه را به تسلیم و اطاعت وادار سازند، خواسته‌های سیاسی و دینی خود را بر مردم تحمیل کنند و حاکمیت‌شان را حفظ و تحکیم نمایند.

۲. تروریسم دولتی

از منظر من، «تروریسم دولتی» به استفاده یا حمایت حکومت‌ها از خشونت، سرکوب و ایجاد رعب و وحشت، به‌ویژه علیه غیرنظامیان، برای پیشبرد اهداف سیاسی و استراتژیک گفته می‌شود. این اقدامات می‌تواند شامل کشتار، سرکوب، بمباران و تخریب عمدی زیرساخت‌های غیرنظامی و خانه‌های مردم، ربودن و ناپدیدسازی افراد و سایر اشکال خشونت سیاسی باشد؛ اقداماتی که در آن، جان و مال غیرنظامیان در معرض آسیب قرار می‌گیرد.

این نوع تروریسم نه از سوی گروه‌های شبه‌نظامیِ غیردولتی؛ بلکه مستقیماً از طرف ساختار رسمیِ دولت‌ها اعمال می‌گردد؛ دولت‌هایی که با بمباران‌های هوایی، سرکوبِ خشونت‌بار اعتراضات، استفاده از سلاح‌های مرگبار یا پشتیبانی سازمان‌یافته از گروه‌های افراطی، به اعمال خشونت سیاسی و ایجاد رعب و وحشت در جامعه می‌پردازند. نمونه‌های آشکار چنین حکومت‌هایی عبارت‌اند از:

عربستان سعودی و متحدانش: که در جنگ یمن از سال ۲۰۱۵ تاکنون، هزاران تن از غیرنظامیان را کشته، زخمی یا آواره کرده‌اند و با پشتیبانی مالی و ایدئولوژیک، به تقویت گروه‌های افراطی اسلامی در سوریه، عراق، افغانستان، پاکستان و سایر مناطق پرداخته‌اند.

حکومت بشار اسد: که از سال ۲۰۱۱ تا سقوط آن در ۸ دسامبر ۲۰۲۴، با سرکوب خشونت‌بار مخالفان و کشتار گسترده، صدها هزار شهروند سوری را به کام مرگ فرستاد.

ایالات متحدهٔ آمریکا: ایالات متحدهٔ آمریکا با بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی و کشتار صدها هزار انسان، و همچنین با تهاجم نظامی و مداخلات گسترده در کشورهایی چون ویتنام، کره، عراق و افغانستان، موجب کشته شدن میلیون‌ها تن شده است. علاوه بر این، فاجعه‌ی شلیک به هواپیمای مسافربری ایران‌ایر (پرواز ۶۵۵) و قتل‌عام ۲۹۰ غیرنظامی، از جمله ۶۶ کودک، نمونه‌ای روشن از این خشونت‌های مرگبار است. همچنین گزارش‌های رسانه‌ای دربارهٔ تلفات غیرنظامیان و جان‌باختن ۱۲۰ دانش‌آموز ۶ تا ۱۳ ساله در حمله به مدرسه‌ای در میناب، نمونه‌ای از پیامدهای ویرانگرِ خشونت نظامی و ناامنی ساختارمند برای کودکان است. از این منظر، سیاست خارجی و مداخلات نظامی دولت آمریکا نمونه‌ای برجسته از اعمال تروریسم دولتی و خشونت ساختارمند در تاریخ معاصر به شمار می‌رود.

دولت اسرائیل: که با حملات مداوم به غیرنظامیانِ فلسطینی، هزاران تن را به قتل رسانده است. این دولت، به‌ویژه پس از حمله‌ی ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حملات گسترده‌ای را علیه نوار غزه آغاز کرد؛ بخش‌های گسترده‌ای از این منطقه را ویران ساخت و، به گفته‌ی سازمان ملل، تا اواسط سال ۲۰۲۶ بیش از ۷۳ هزار فلسطینی در غزه کشته شده‌اند. بر اساس گزارش سازمان ملل، زنان، کودکان و سالمندان در مجموع بیش از نیمی از جان‌باختگان را تشکیل می‌دهند. حملات به مدارس، شفاخانه‌ها، دانشگاه‌ها، اردوگاه‌های آوارگان، صف‌های دریافت غذا و مناطق مسکونی نیز بارها گزارش شده است؛ سازمان ملل دربارهٔ برخی از این حملات و الگوی ادامه‌دار آسیب به غیرنظامیان، نگرانی‌های جدی دربارهٔ نقض قوانین بین‌المللی و احتمال ارتکاب جنایت‌های جنگی مطرح کرده است. از منظر این مقاله، چنین رفتاری ماهیت عمیقاً تروریستیِ این حکومت را نشان می‌دهد.

جمهوری اسلامی ایران: که از طریق تسلیح و حمایت از گروه‌های تروریستی و اسلام‌گرا، از جمله طالبان، حماس، حزب‌الله، انصارالله و حشدالشعبی، سرکوب خونین جنبش‌های مردمی در ایران و ترور مخالفان و کادرهای سیاسی جریان‌های اپوزیسیون در داخل و خارج از کشور، در تروریسم دولتی نقش برجسته‌ای ایفا کرده است.

دولت روسیه: که در جریان جنگ اوکراین، شمار زیادی از غیرنظامیان را کشته و زخمی کرده است، زیرساخت‌های حیاتی این کشور را به‌صورت سیستماتیک هدف حملات قرار داده و میلیون‌ها اوکراینی را آواره ساخته است. سازمان ملل از حملات مکرر و گستردهٔ نیروهای روسیه به زیرساخت‌های انرژی، راه‌آهن و بنادر اوکراین و تأثیر آن بر زندگی غیرنظامیان گزارش داده است.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

در یک نگاه کلی، می‌توان گفت تمامیِ دولت‌ها، گروه‌ها و سازمان‌هایی که با اقدامات خود ترس، وحشت، مرگ، آوارگی، شکنجه، اعدام و ویرانی را برای دگراندیشان و غیرنظامیان به بار می‌آورند، در زمرهٔ تروریست‌ها قرار دارند.

ما در دنیای امروز با دو شکلِ بنیادین از تروریسم مواجهیم: ۱. تروریسم اسلامی: که بر مبنای تفسیرهای جزم‌اندیشانه و ایدئولوژیک از اسلام افراطی، دست به ترور، کشتار و خشونت می‌زند. ۲. تروریسم دولتی: که از سوی قدرت‌های سیاسی و نظامی برای سرکوب، تخریب زیرساخت‌های جامعه و کنترل یا نابودی مخالفان و غیرنظامیان به کار گرفته می‌شود.

هر دو شکلِ تروریسم، مسئولِ فجایع گستردهٔ انسانی بوده و هستند و باید با نگاهی علمی، انسانی و خردمندانه مورد بررسی، افشا و نقد قرار گیرند.

از منظر من، جریان‌های آزادی‌خواه، پیشرو و سوسیالیست نباید در کنار هیچ‌یک از دو شکلِ تروریسم، یعنی تروریسم اسلامی و تروریسم دولتی، قرار گیرند. لازم است که علیه هر دو جریانِ تروریستی موضعی شفاف اتخاذ کنند، به نقد و افشای آن‌ها بپردازند و از منافع جنبش‌های اجتماعیِ پیشرو—همچون جنبش کارگری، جنبش آزادیِ زنان، جنبش دفاع از حقوق کودکان و دیگر جنبش‌های آزادی‌خواه و برابری‌خواه—پشتیبانی کرده و برای قدرتمندتر ساختنِ آن‌ها بکوشند.

لطفا نظرات خود را با ما شریک سازید

مخاطبین گرامی برای برقراری ارتباط با اتحاد مبارزان سوسیالیست می‌توانید با استفاده ازین فورم با ما در ارتباط باشید، سوالات و نظراتتان را با ما در میان بگذارید، با ما بیشتر آشنا شوید و گزارشات تصویری، صوتی و نوشتاری خود را برای ما ارسال کنید.