تجاوز و قتلهای زنجیرهای زنان در افغانستان: خشونت سازمانیافته در سایه حاکمیت طالبان
پس از بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان یکی از خطرناکترین مکانها برای زنان و دختران در جهان تبدیل شده است. تجاوز و آزار جنسی، ازدواجهای اجباری، سرکوب سیستماتیک و حذف فیزیکی زنان و دختران بهگونهای نگرانکننده گسترش یافته است. در بیش از چهار سال و نیم گذشته، صدها زن و دختر مورد تجاوز قرار گرفتهاند، صدها تن بهصورت هدفمند و نظاممند به قتل رسیدهاند و شمار زیادی نیز تهدید، بازداشت، شکنجه، زندانی و بیحرمت شدهاند. با وجود گستردگی این خشونتها، تنها بخش اندکی از آنها رسانهای شده و نام و مشخصات بسیاری از قربانیان همچنان در دسترس عموم قرار نگرفته است.
گفتمان سوسیالیستیمطالب رسیدهزنانویژه هشت مارچ
مقدمه
پس از بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان یکی از خطرناکترین مکانها برای زنان و دختران در جهان تبدیل شده است. تجاوز و آزار جنسی، ازدواجهای اجباری، سرکوب سیستماتیک و حذف فیزیکی زنان و دختران بهگونهای نگرانکننده گسترش یافته است. در بیش از چهار سال و نیم گذشته، صدها زن و دختر مورد تجاوز قرار گرفتهاند، صدها تن بهصورت هدفمند و نظاممند به قتل رسیدهاند و شمار زیادی نیز تهدید، بازداشت، شکنجه، زندانی و بیحرمت شدهاند.
با وجود گستردگی این خشونتها، تنها بخش اندکی از آنها رسانهای شده و نام و مشخصات بسیاری از قربانیان همچنان در دسترس عموم قرار نگرفته است.
آنچه این وضعیت را نگرانکنندهتر میسازد، الگوی تکرار شونده و سازمانیافتهی خشونت علیه زنان است؛ الگویی که نشان میدهد این جنایات نه رخدادهایی تصادفی یا فردی؛ بلکه پیامدهای ساختاریاند که بر تبعیض جنسیتی، سرکوب و ترور هدفمندِ زنان استوار شدهاند.
در این مقاله تلاش میکنم بهصورت مستند، قتلها و تجاوزهای سازمانیافتهی طالبان علیه زنان و دختران افغانستان را بررسی و پیگیری کنم.
۱. قتلهای سازمانیافتهی زنان در افغانستان
بیش از چهار سال و نیم از حاکمیت گروه تروریستی طالبان گذشته است. طالبان بهمحض آنکه به قدرت رسیدند، روند حذف سریع زنان از عرصهی عمومی را آغاز کردند. این گروه در همان ماههای نخست، مجموعهای از دستورات زنستیزانه صادر کرد و در طول چهار سال گذشته دهها دستور محدود کننده علیه زنان وضع کرده است.
این دستورات عملاً زنان را از آموزش، کار در شرکتها و نهادهای حکومتی، گشتوگذار و سفر بدون محرم شرعی، و همچنین از فعالیت آزادانه در جامعه محروم کرده و آنان را به حاشیه رانده است. حذف زنان نه یک روند تدریجی؛ بلکه سیاستی فوری، هدفمند و سازمانیافته برای کنترل کامل زندگی فردی و اجتماعی آنان بوده است.
در کنار این محدودیتهای ایدئولوژیک و حقوقی، سازوکارهای سختِ سرکوب—از تهدید و بازداشت گرفته تا زندان، شکنجه، اعدام و ترور—نیز بهکار گرفته شده است. مجموعهی این اقدامات، زمینهساز افزایش قتلهای هدفمند و خشونتهای مرگبار علیه زنان و دختران شده است.
در ادامه، شواهد آماری و گزارشهای مستند درباره قتلهای زنان ارائه میشود که نشان میدهد این خشونتها پراکنده و فردی نیستند؛ بلکه بخشی از یک الگوی تکرار شونده و ساختاریاند.
گزارشهای رسانهای و آماری
گزارشهای منتشر شده از سوی نهادهای رسانهای نشان میدهند که قتل زنان در افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت، روندی نگرانکننده و رو به افزایش داشته است. این گزارشها گرچه تنها بخشی از واقعیت میدانی را بازتاب میدهند؛ اما همان دادههای محدود نیز تصویری تکاندهنده ارائه میکنند.
۱. بر اساس گزارش «اطلاعات روز» در ۲۰ فبروری ۲۰۲۳ در بازه زمانی یک ساله (از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ تا آگوست ۲۰۲۲)، دستکم ۱۵۹ زن در افغانستان کشته شدهاند. در این گزارش آمده است: «در طول بیش از یک سال حاکمیت طالبان، قتلهای خودسرانه، اجبار زنان و دختران به خودکشی، زندانی شدن زنان به دلایل نامشخص و شکنجهی آنها بهشدت افزایش یافته است. دستکم ۱۵۹ زن کشته شدهاند.»
۲. «خبرگزاری بانوان افغانستان» در ۲۸ آگوست ۲۰۲۴ گزارش داده است که در بازه زمانی یک سال و نیم (از جنوری ۲۰۲۲ تا جون ۲۰۲۴)، بیش از ۳۰۰ زن و دختر در سراسر افغانستان کشته شدهاند. این رسانه مینویسد: «مقامهای طالبان در بیش از نیمی از این خشونتها مسؤل بودهاند و ۱۱۵ مورد خشونت جنسی شامل ازدواج اجباری، بردگی جنسی و تجاوز ثبت شده است.»
۳. رسانه «زنتایمز» نیز در ۲۶ نوامبر ۲۰۲۲ گزارش داده است که در بازه زمانی ۱۱ ماهه (از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ تا جولای ۲۰۲۲)، بیش از ۲۱۴ مورد قتل و خودکشی زنان ثبت شده است. این رسانه نوشته است: «در صدر فهرست قربانیان، از ۱۸۲ مورد قتلی که توسط رسانهها گزارش شده، ۵۸ مورد آن قتلهاییاند که عاملان آنها شناسایی نشده اند. در رده دوم، ۵۶ مورد قتلهاییاند که گروه داعش مسؤلیت آن را به دوش گرفته است. بیشترین ارقام مربوط به کشته شدن ۵۳ دختر دانشآموز در مرکز آموزشی کاج در غرب کابل است که مسؤلیت آن را گروه داعش به عهده گرفته است. در رده سوم، قتلهاییاند که از سوی اقارب نزدیک زنان صورت گرفته است. این قتلها بیشتر در حوزه خصوصی و در خانههای این زنان اتفاق افتاده است. بر اساس یافتهها، عاملانِ بیشتر این قتلها شوهران یا اعضای مرد خانواده و نزدیک این زنان بوده اند. در این میان، ۱۹ مورد از قتلهای زنان در این گزارش، طالبان مرتکب شدهاند. این ۱۹ قتل تنها شامل آن نوع قتلهایی است که از سوی رسانهها مستندسازی و ثبت شدهاند.» (زنتایمز، فرشته غنی و عطیه فرآذر)
هویت برخی قربانیان و قتلهای مستند شده
در بخشهای پیشین اشاره شد که در طول چهار سال و نیم گذشته، صدها زن و دختر در سراسر افغانستان بهطور فجیع از سوی طالبان، داعش و حتی برخی اعضای خانوادههایشان کشته شدهاند؛ با این حال، هویت اکثر قربانیان همچنان نامشخص باقی مانده است. هویت شماری از زنان فعال که قربانی این خشونتها شدهاند، به شرح زیر است:
۱. قتل خانم «نگار» در ولایت غور: بر اساس گزارش «اطلاعات روز»، خانم «نگار» عضو پولیس دولتِ پیشین و مادر یک کودک شیرخوار و همچنین بار دار بوده است. او در ۴ سپتامبر ۲۰۲۱ در شهر «فیروزکوه»، مرکز ولایت غور، توسط نیروهای طالبان در خانهاش تیرباران شد و سپس مغز سرش کشیده شد.
۲. قتل فروزان صافی و سه زن دیگر در ولایت بلخ: «فروزان صافی»، استاد دانشگاه بلخ و فعال حقوق زنان، در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۱ همراه با سه زن دیگر در نزدیکی میدان هوایی مزار شریف توسط طالبان بازداشت و شکنجه شدند. اجساد آنان چهار روز بعد، در ۲۷ اکتبر، در یک گودال حومهی شهر پیدا شد. بیبیسی گزارش کرده است که آنها در راه رفتن به فرودگاه و سفر به خارج از افغانستان بودند و خانوادههایشان تا نزدیک فرودگاه در تماس مستقیم با آنان بودند.
۳. قتل حلیمه امامی در شهر بامیان: «حلیمه امامی» در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۲ در نزدیکی هوتل نوربند قلا در عقب بازار شهر بامیان تیرباران شد. (افغانستان اینترنشنال)
۴. قتل مرسل نبیزاده در شهر کابل: «مرسل نبیزاده»، عضو هفتمین و آخرین دوره مجلس نمایندگان دولت پیشین، در ۱۶ جنوری ۲۰۲۳ در خانهاش واقع در منطقهی احمدشاه بابا پلچرخی به قتل رسید. در این حادثه، محافظ او نیز کشته شد. (ویکیپدیا)
۵. ناپدید شدن عالیه عزیزی در شهر هرات: «عالیه عزیزی» مدیر زندان هرات در دولت پیشین، پس از تماس طالبان در اکتبر ۲۰۲۱ به محل کار خود بازگشت و از آن زمان خبری از او در دست نیست. تلاشها برای یافتن او بینتیجه مانده و احتمال کشته شدنش بسیار بالاست. (روزنامه ۸ صبح)
۶. قتل زینب عبدالهی در شهر کابل: بر اساس گزارش بیبیسی «زینب عبدالهی»، کارمند بانک در دولت پیشین، در ۱۴ جنوری ۲۰۲۲ در ایست بازرسی در غرب کابل توسط نیروهای طالبان هدف تیراندازی قرار گرفت و بر اثر اصابت دو گلوله به قلبش کشته شد.
۷. قتل شکریه الکوزی در شهر کابل: طبق گزارش اطلاعات روز «شکریه الکوزی»، داکتر بخش نسایی ولادی شفاخانه ۱۰۲ بستر، در ۳۰ آگوست ۲۰۲۲ به قتل رسید. شورای طبی افغانستان این قتل را تأیید کرده و گزارش داده است که جسد وی در ساحهی پنجصد فامیلی کابل پیدا شده است.
۸. قتل خاطره نورزی در نیمروز: «خاطره نورزی»، معلم و ساکن منطقهی «خیرآباد» ولایت نیمروز در ۴ مه ۲۰۲۲ در روستای «ناصرآباد» کشته شد. گزارش ایندیپندنت فارسی میگوید که او با استفاده از روسریاش خفه شده بود.
۹. قتل نفیسه بلخی در شهر مزار شریف: «نفیسه بلخی»، قابله، در ۱ اپریل ۲۰۲۲ در حوزه هفتم طالبان در شهر مزار شریف کشته شد. بر اساس گزارش روزنامهی صبح کابل و ایندیپندنت فارسی، او و همکارش ابتدا به شدت شکنجه شدند و سپس با شلیک ۱۲ مرمی به قتل رسیدند.
۱۰- قتل ثمرگل در ولایت کاپیسا: بر اساس گزارش ۸ صبح «ثمرگل»، زن صنعتپیشه و نمایندۀ زنانِ روستای «دُربافان» از مربوطات محمودراقی، مرکز کاپیسا، در ۱۶ نوامبر ۲۰۲۲ تیرباران شد.
۱۱. قتل گلسر در ولایت بلخ: «گلسر» در ۱۰ نوامبر ۲۰۲۲ توسط ملا یاسین، آمر اداره امر به معروف و نهی از منکر طالبان، در ولسوالی شولگره کشته شد. (اسپوتنیک افغانستان)
۱۲. قتل حنیفه نظری در ولایت بلخ: «حنیفه نظری»، فعال مدنی و عضو «گروه صلح بانوان بلخ»، در ۱۸ جنوری ۲۰۲۲ در نزدیکی خانهاش توسط افراد موتورسایکلسوار طالبان تیرباران شد. (گزارش ایندیپندنت فارسی، ۱۹ جنوری ۲۰۲۲)
۱۳. قتل فاطمه و شریفه در شهر مزار: در سال ۲۰۲۲، دهها زن و دختر معترض، از جمله فاطمه و شریفه، توسط طالبان در شهر مزار کشته شدند و اجساد آنها در نقاط مختلف شهر رها شد. (زنتایمز، ۹ اکتبر ۲۰۲۲)
۱۴. قتل عیدیما و دو دخترش در شهر کابل: «عیدیما» و دو دخترش، مصریه و منوره، در ۹ فبروری ۲۰۲۲ به قتل رسیدند. عیدیما پیشتر کارمند وزارت اطلاعات و فرهنگ دولت پیشین بوده است. (صبح کابل، ۹ فبروری ۲۰۲۲)
۱۵. قتل حورا سادات در شهر کابل: «حورا سادات»، یوتیوبرِ مشهور، در ۲۸ آگوست ۲۰۲۳ کشته شد. گزارشها حاکی از دخالت «قاری بلال لوگری»، فرمانده طالبان، در این قتل است.
۱۶. قتل انوشه محمدی در کابل: طبق گزارش صدای زنان افغانستان و تلویزیون جهانی زرین، «انوشه محمدی» خبرنگار باسابقه، مؤسس «روند آواز جوان» و فعال مدنی در ۲۸ دلو ۱۴۰۴ (۱۸ فبروری ۲۰۲۶) به شکل مرموزی کشته شد.
گزارشهای فوق نشان میدهند که خشونت علیه زنان در افغانستان نتیجهی یک عامل واحد نیست؛ بلکه محصول فضای گستردۀ زنستیزی، افراطگرایی اسلامی و فروپاشی سیستمهای حمایتی و قضایی است. در چنین فضایی، هم طالبان و دیگر گروههای اسلامی مسلح و هم رفتارها، باورها و نهادهای اجتماعی—مثل خانوادهها، سنتها و نگرشهای عمومی—به تداوم خشونت علیه زنان دامن میزنند.
در ادامه، به بررسی ابعاد خشونت جنسی و تجاوزهای سازمانیافتهی طالبان علیه زنان میپردازم.
۲. تجاوزهای جنسی طالبان بر زنان و دختران
در ادبیات حقوق بشری، خشونت جنسی یکی از شدیدترین اشکال نقض کرامت انسانی و از مصادیق جدی نقض حقوق بشر محسوب میشود و در بسیاری از اسناد بینالمللی میتواند بهعنوان «جنایت علیه بشریت» مورد بررسی قرار گیرد. در طول چهار سال و نیمِ گذشته، گزارشهای متعددی درباره تجاوزهای جنسی گسترده و سازمانیافته علیه زنان و دختران در افغانستان منتشر شده است. تنها بخشی از این موارد به رسانههای بینالمللی راه یافته و علنی شدهاند؛ با این حال، شواهد موجود نشان میدهد دامنهی این خشونتها بسیار گستردهتر از موارد گزارششده است.
افزون بر زنان و دختران، در برخی گزارشها پسران نیز قربانی خشونتهای جنسی بودهاند. در بخشی از موارد مستندسازی شده، مقامات و فرماندهان طالبان نیز به دستداشتن مستقیم در این جرایم متهم شدهاند.
از منظر حقوق بشری، این گزارشها بیانگر نقض گسترده کرامت انسانی و سؤاستفاده ساختاری از قدرت در ساختارهای امنیتی و اداری طالبان است. ماهیت بسته و غیرپاسخگوی این ساختار، زمینهای فراهم کرده است که بسیاری از مرتکبان این جنایات از پیگرد قانونی و مجازات در امان بمانند.
در این مقاله، تنها بخشی از موارد مستندسازیشده ارائه شده است؛ زیرا ابعاد این خشونتها بسیار گستردهتر از آن چیزی است که در گزارشهای رسانهای بازتاب یافته است. شواهد موجود نشان میدهد طالبان با سوءاستفاده از قدرت، بهصورت سیستماتیک زنان و دختران را هدف خشونت و تجاوز جنسی قرار دادهاند و این موارد بخشی از واقعیت گسترده خشونت جنسی در دوران حاکمیت این گروه را تشکیل میدهد.
۱. تجاوز جنسی گروهی طالبان به یک زن نظامی پیشین
رسانه رخشانه در ۹ جوزا ۱۴۰۴ (۲۹ مه ۲۰۲۵ میلادی) گزارش داد: «شکوفه صفری، زنی ۲۸ ساله و عضو ارتش سابق افغانستان، مدعی است که به تاریخ ۳۱ اگست ۲۰۲۱ توسط طالبان در غرب کابل بازداشت شده و دو شب متوالی به «صورت وحشیانه» مورد تجاوز جنسی گروهی طالبان در زندان این گروه قرار گرفته است.»
۲. آزار و تجاوز جنسی به ۱۰ زن معترض در زندان
بر اساس گزارش منتشرشده در افغانستان اینترنشنال، دستکم ۱۰ زن شامل معلم، کارمند بخش پزشکی، دانشجو، فعال مدنی، مدل و تولیدکننده محتوای شبکههای اجتماعی، در مصاحبههای جداگانه اظهار کردهاند که هنگام بازداشت توسط طالبان، مورد آزار و تجاوز جنسی قرار گرفتهاند. بر اساس این گزارش، هشت زن مورد تجاوز قرار گرفته و از بدن دو زن دیگر نیز فیلم و عکس تهیه شده است. («تجاوز و آزار جنسی در بازداشتگاههای طالبان»، ۲۵ دلو ۱۴۰۳)
۳. تجاوز و آزار جنسی در بازداشتگاههای طالبان؛ گزارش سازمان ملل
تلویزیون آمو در ۸ عقرب ۱۴۰۳ به نقل از ریچارد بنت گزارش داد: «زنان در بازداشتگاههای طالبان مورد تجاوز و آزار جنسی قرار گرفتهاند.»
۴. تجاوز جنسی گروهی به زن ترنس
در ۱۸ جنوری ۲۰۲۵، رسانه رخشانه گزارش داد که طالبان یک زن ترنس ۲۴ ساله به نام ریمو را به مدت ۲۸ روز در خانهای تاریک در حومه کابل بازداشت کرده بود. وی گفته است در این مدت شکنجه شده و بارها مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است.
۵. تجاوز جنسی سعید خوستی به الهه دلاورزی
«الهه دلاورزی» با ارسال ده پیام تصویری به رسانهها اظهار کرده است که سعید خوستی، سخنگوی پیشین وزارت داخله طالبان او را بازداشت کرده و در بازداشتگاه مورد تجاوز قرار داده و سپس به ازدواج اجباری وادار کرده است. وی همچنین مدعی شده پس از این ازدواج در منزل نیز مورد لتوکوب و شکنجه قرار گرفته است.
بر اساس گزارشها، او یکبار در مرز ترخم بازداشت شد و بار دیگر خود را به اسلامآباد رساند؛ اما از آنجا توسط شبکه حقانی ربوده و دوباره به کابل منتقل شد. پس از فشارهای رسانهای و نهادهای حقوق بشری، با ضمانت آزاد و سپس به سوئیس پناهنده گردید.
۶. تجاوز جنسی گروهی به یک زن و چهار دخترش در پنجشیر
بر اساس گزارش رسانههای افغانستان، در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۲، نیروهای طالبان به خانه یک چوپان در روستای «دِه خاواک» ولسوالی پریان ولایت پنجشیر حمله کرده و بر یک زن و چهار دخترش به صورت دستهجمعی تجاوز کردند. هنگامی که مرد خانواده برای شکایت مراجعه کرد، بازداشت و شکنجه شد. (تلویزیون آمو و روزنامه ۸ صبح)
۷. تجاوز جنسی به ۱۶ زن در زندانهای شمال افغانستان
وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در گزارش سالانه خود اعلام کرده است که ۱۶ زن از مجموع ۹۰ زن زندانی در شمال افغانستان پس از تجاوز توسط طالبان باردار شدهاند. (رادیو آزادی و تلویزیون آمو، ۲۴ اپریل ۲۰۲۴)
جمعبندی
گزارشهای مستند فوق نشان میدهند که خشونت جنسی علیه زنان، دختران و دیگر گروههای آسیبپذیر در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، بهعنوان یکی از جدیترین چالشهای حقوق بشری مطرح است و همچنان نگرانیهای گستردهای در سطح ملی و بینالمللی ایجاد کرده است.
نتیجهگیری
در طول چهار سال و نیم گذشته، گزارشهای متعددی از کشتار سیستماتیک زنان در افغانستان تحت حاکمیت طالبان منتشر شده است. این قتلها را نمیتوان بهعنوان رویدادهای پراکنده و تصادفی تلقی کرد؛ بلکه این موارد نشاندهنده الگوی خشونت ساختاری و هدفمند علیه زنان و دختران است. این خشونتها نهتنها با حذف فیزیکی زنان زیادی همراه بوده، بلکه با ایجاد فضای ترس، سرکوب اجتماعی و تلاش برای خاموش کردن صدای زنان معترض دنبال شده است. انکار این جنایات از سوی طالبان، نه نشانه بیگناهی، بلکه تلاشی برای پوشاندن ابعاد فاجعه و تثبیت مصونیت سیاسی و قضایی عاملان این خشونتها به شمار میرود.
مستندسازی این جنایات، ثبت دقیق شهادت بازماندگان، رسانهای کردن واقعیتها و پیگیری حقوقی و سیاسی در سطح بینالمللی، نه تنها برای دادخواهی قربانیان، بلکه برای افشای ماهیت واقعی طالبان و مقابله با نظام خشونتمحور آن و جلوگیری از عادیسازی خشونت، ضرورتی فوری و انکارناپذیر است.
علاوه بر قتل و ترور، گزارشهای مستند نشان میدهند که خشونت جنسی نیز بهعنوان ابزاری سیاسی برای سرکوب، ایجاد فضای ترس، کنترل اجتماعی و خاموش کردن اعتراضات زنان به کار گرفته شده است. در بسیاری از موارد، تجاوز و آزار جنسی علیه زنان معترض نه صرفاً یک جرم فردی، بلکه بخشی از سیاستهای نظاممند سرکوب سیاسی و اجتماعی بوده است؛ سیاستی که هدف آن تحمیل ترس و سکوت، حذف حضور اجتماعی زنان و تثبیت سلطه قدرت از طریق اعمال خشونت بوده است.
در مجموع، یکی از مهمترین ویژگیهای ایدئولوژیک و ساختاری طالبان و حکومت آن، زنستیزی افراطی و نهادینهشده است. بخش عمدهای از دستورات و سیاستهای این گروه در راستای محدود کردن حضور زنان در جامعه، حذف آنان از عرصههای اجتماعی و راندن این قشر به حاشیه زندگی خصوصی و خانگی صادر شده است. در مواردی که زنان در برابر این سیاستها مقاومت کردهاند، با ابزارهای خشونتآمیز، سرکوب، ترور و حتی خشونت جنسی مواجه شدهاند؛ امری که نشان میدهد کنترل بدن و زندگی زنان، بخشی از راهبرد سیاسی و ایدئولوژیک این گروه به شمار میرود.
این وضعیت بهخوبی نشان میدهد که مسئله زنان در چنین ساختارهایی تنها یک مسئله اجتماعی ساده نیست، بلکه به موضوعی سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل شده است؛ جایی که حقوق زنان بهصورت برنامهریزیشده محدود، حذف و سرکوب میشود.
از این رو، مبارزه با این ساختارها نیازمند رویکردی همهجانبه — سیاسی، فکری و حقوقی — است. تا زمانی که حکومتهای مبتنی بر قرائتهای سختگیرانة دینی بر جامعه حاکم باشند، زنان و دختران همچنان در معرض حذف اجتماعی، سیاسی و حقوقی قرار خواهند داشت. در چنین ساختارهایی، محدودیت حقوق زنان نه یک رویداد تصادفی، بلکه بخشی از یک پروژه سیاسی برای کنترل جامعه و تثبیت سلطه ایدئولوژیک به شمار میرود.
بنابراین، برای تحقق آزادی و برابری جنسیتی، نه تنها سنتهای اجتماعی و نظامهای طبقاتی باید نقد شوند، بلکه افکار، عقاید و دستورات تبعیضآمیز دینی نیز باید بهصورت جدی و بیتخفیف مورد نقد قرار گیرند. به علاوه، لازم است زنان و مردان برابریطلب برای تغییر این وضعیت بهصورت سازمانیافته و آگاهانه متحد شوند، نیروی عظیم جمع کنند و حکومت دینی را سرنگون کنند. از این رو، جدایی کامل دین از دولت — در حوزههای حکومت، قانونگذاری، آموزش و پرورش و نظام قضایی — نه تنها یک انتخاب سیاسی، بلکه یک ضرورت تاریخی برای رهایی زنان و پایان دادن به نظامهای سرکوبگر به شمار میرود. تا زمانی که دین در رأس قدرت سیاسی قرار داشته باشد، تبعیض جنسیتی، حذف اجتماعی زنان و بازتولید خشونتهای ساختاری همچنان ادامه خواهد داشت. تجربه تاریخی نشان میدهد که در ساختارهایی که دین و قدرت سیاسی در هم آمیختهاند، حقوق زنان اغلب بهعنوان نخستین قربانیان این نظامها بهشدت محدود و سرکوب شده است.
بنابراین، برای تحقق آزادی و برابری زنان، لازم است مبارزهای همهجانبه علیه ایدئولوژی دینی، حکومتهای دینی، جریانهای دینی، بهویژه طالبان و طالبانیسم، و همچنین علیه سنتهای تبعیضآمیز اجتماعی و نظامهای طبقاتی صورت گیرد. آزادی زنان بدون تغییر ساختارهای قدرت، ایدئولوژیهای سرکوبگر و مناسبات نابرابر اجتماعی دستیافتنی نخواهد بود.