روز جهانی کارگر مناسبت همبستگی و اقتدار کارگران

اول «مه/ می» روز جهانی کارگر را گرامی می‌داریم، از کارگران و نقش بنیادی آن‌ها در تغییر و از بین بردن نابرابری و بر اندازی مناسبات استثماری و سرمایه‌داری سخن می‌گوییم و تاکید می‌کنیم که این روز مناسبتی برای مظلوم نمایی کارگران و محرومان نیست؛ بلکه مناسبتی برای بلند کردن پژواک همبستگی تمامی کارگران جهان و تحقق جامعه‌ی سوسیالیستی، زوال سرمایه‌داری و هرگونه مناسبات نابرابر و استبدادی است. در حالی باید در این روز، از نقش بنیادی طبقه‌ کارگر سخن گفت که اکنون در زمانه‌ای ما قدرت‌های سرمایه‌داری و امپریالیستی برای تقسیم کردن منابع انسانی، اقتصادی و رسیدن به حوزه نفوذ شان با جنگ‌های ویرانگر، ساخت و کاربرد سلاح‌های کشتار جمعی و پرتاب بمب‌های بزرگ، هزاران انسان را می‌کشند و با هم در گیر اند، باعث ویران گری سهمگین، جنایت بشری و بی‌خانمان کردن طبقه‌ کارگر و محروم می‌گردند.

مطالب رسیدهکارگرفیچر، کارگر

راد مهر آرمان

یادداشت سردبیر

اول «مه/ می» روز جهانی کارگر را گرامی می‌داریم، از کارگران و نقش بنیادی آن‌ها در تغییر و از بین بردن نابرابری و بر اندازی مناسبات استثماری و سرمایه‌داری سخن می‌گوییم و تاکید می‌کنیم که این روز مناسبتی برای مظلوم نمایی کارگران و محرومان نیست؛ بلکه مناسبتی برای بلند کردن پژواک همبستگی تمامی کارگران جهان و تحقق جامعه‌ی سوسیالیستی، زوال سرمایه‌داری و هرگونه مناسبات نابرابر و استبدادی است.

در حالی باید در این روز، از نقش بنیادی طبقه‌ کارگر سخن گفت که اکنون در زمانه‌ای ما قدرت‌های سرمایه‌داری و امپریالیستی برای تقسیم کردن منابع انسانی، اقتصادی و رسیدن به حوزه نفوذ شان با جنگ‌های ویرانگر، ساخت و کاربرد سلاح‌های کشتار جمعی و پرتاب بمب‌های بزرگ، هزاران انسان را می‌کشند و با هم در گیر اند، باعث ویران گری سهمگین، جنایت بشری و بی‌خانمان کردن طبقه‌ کارگر و محروم می‌گردند.

حاکمان و عاملان این جنگ و جنایت در مکان‌های امن به سر می‌برند، از پیامدهای امنیتی و اقتصادی جنگ‌های که می افروزند متضرر نمی‌شوند. جان فرزندان شان مصئون است، بی‌خانمان، گرسنه و آواره نمی‌شوند؛ اگر ضرری به آن‌ها برسند در مقایسه به پیامدی که بر آسیب دیدگان طبقه‌ای محروم می‌رسد، بسا اندک است.

قدرت‌های بزرگ اگر برای زیر فشار دادن همدیگر، تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی وضع می‌کنند، منابع زندگی و تولید را کنترول می‌کنند، نتیجه‌ی آن گرانی و کمبود منابع زیستی می‌شود و فشار بیش‌تری را بر تهیدستان می‌آورند. زندگی را دشوار می‌سازند و کار و تامین نیازهای زندگی را محدود می‌کنند؛ تلخی و سختی‌های گوناگون و چندگانه‌ای را پدید می‌آورند.

در شرایط جنگی، روند کار و تولید بهم می‌خورد، کارگاه و کارخانه‌ها تعطیل می‌شوند و گرانی و قحطی پدید می‌آیند. کارگران که به جز فروش نیروی کار شان، اندوخته‌ای دیگری برای تامین نیازهای زندگی خود و خانوادۀ شان ندارند، بار تمامی این مشکلات و مصیبت‌های جنگی را به دوش می‌کشند.

به غیر از ویران‌گری و فشارهای اقتصادی که جنگ‌ها به بار می‌آورند و جان انسان‌ها را می‌گیرند. استفاده گازها و موادهای شیمیایی در بمب‌ها، بر محیط زیست و منابع حیاتی و زیستی آسیبِ جبران ناپذیری به باور می‌آورند و کارکرد اکوسیستم را مختل می‌کنند.

این پیامدها ناشی از جنگ است. عامل بنیادی جنگ، نابرابری، استثمار و انحصار است که طبقات فرا دست و قدرت‌های بزرگ در جهان را باهم درگیر می‌کنند.

تا زمانی‌که نظام انحصاری و استثماری وجود داشته باشد، جنگ، کشتن و ویران‌گری نیز وجود دارند. در زمانه‌ای ما، نظام حاکم سرمایه‌داری جهان، عامل جنگ‌های ویران‌گر است که هر از چند گاهی می‌افروزد.

قدرت‌های بزرگ، برای تقسیم، قاپیدن منابع و زمینه‌های آن، باهم درگیر می‌شوند؛ زندگی، آسایش و آرامش انسان‌ها را سلب می‌کنند و محرومیت‌ها و نابرابری‌ها را تشدید می‌سازند.

این باور که «انسان ذاتاً حریص و انحصار طلب است و این غریزه، عامل نابرابری، تنش و جنگ است». زادۀ ایدئولوژی نظام دیرپای طبقاتی و استثماری است که در ذهنیت انسان جا گرفته، نابرابری و استثمار را توجیه و در مقابل، برابری خواهی را نکوهش می‌کند.

حرص و انحصار گری زمانی ذهن انسان را اشغال کرد که گروهی منابع و امکانات اجتماعی را در اختیار خود در آورد، ستم و محرومیت را بر دیگران تحمیل کرد.

باید گفت که زمینه‌ای پدید آمدن این باور، مالکیت خصوصی، انحصار منابع زیستی و امکانات رشد و بالندگی است که با شکل‌گیری جامعه‌ای طبقاتی، این ذهنیت در باور انسان‌ها راه یافت و برای مشروعیت بخشی سلطه و اقتدار طبقه‌ای فرادست تقدیس شد و به‌عنوان مقوله‌ای درست‌نُما در باور انسان‌ها جا گرفت و بر زبان‌ها تکرار می‌شود.

اگر شرایط طوری باشد که انسان‌ها آزادانه و بدون محدودیت استعدادش را برای تامین نیازهایش به کار اندازند، از منابع طبیعی و اجتماعی به قدر نیازهای شان تامین شوند؛ گرایش حرص، طمع و انحصار گری با گذشت زمان مقبولیت خود را در ذهن انسان‌ها از دست می‌دهند و انسان‌ها دوستانه و صمیمانه در کنار هم زندگی خواهند کرد و استعداد شان را برای رشد و بالندگی خود و زندگی جمعی کار خواهند گرفت؛ ستمگری، تبعیض و نژاد پرستی نیز از بین خواهند رفت.

باور غالب این است که تحقق این شرایط یک خیال و رویاست؛ اما چنین نیست. آنچه در گذشته، به صورت ابتدایی، در جامعه‌ای انسانی وجود داشته، تحقق دوباره و متکامل‌تر آن، بر اساس تئوری تکامل اجتماعی و ماتریالیسم دیالکتیک، پیش بینی شده، تحقق پذیر است.

چنین شرایط و مناسبات در جامعه‌ی سوسیالیستی شکل خواهد گرفت. جامعه‌ا‌ی سوسیالیستی زمانی به‌جود می‌آید که نظام سرمایه‌داری در اوج تضادهای خود قرار بگیرد، نابرابری به اشکال مختلف وجود داشته باشد. منابع در انحصار یک اقلیت محدود قرار بگیرند و طبقه‌ی کارگر به آگاهی رسیده باشد؛ با ظرفیت و آگاهی قدرت را در اختیار بگیرد. منابع اجتماعی را از انحصار طبقه‌ی سرمایه‌دار و حاکم بگیرد و برای بهره بردن جامعه در اختیار همگان قرار دهد. با ساز کار سوسیالیستی سهمگیری و مشارکت افراد جامعه را برای تامین نیازهای جمعی فراهم کند.

تا رسیدن به این آرمان و تحقق جامعه‌ای سوسیالیستی نیاز است که نیروهای پیش‌رو، سوسیالیست و کمونیست، روشنگری کنند. با طبقه کارگر ارتباط داشته باشند و برای سازمان‌دهی کارگران و تأمین نیازهای شان و تقویت خودآگاهی طبقاتی و ظرفیت پروری این طبقه برنامه داشته باشند و مناسبات سرمایه‌داری را تحلیل و مورد شناساسی قرار بدهند، شاخصه‌ای بهره کشی و استبدادی آن را برای جامعه و ستمدیدگان بیان و آشکار سازند و با ایدئولوژی سرمایه‌داری و مؤلفه‌های تحکیم کنندۀ آن مبارزه کنند.

بنابراین؛ به تأسی از آنچه در مقدمه مطرح گردید، روز جهانی کارگر مناسبت ارزشمند برای همبستگی و خود آگاهی طبقه‌ی کارگر و اتحاد نیروهای حامی برابری و مخالف هرگونه ستم و نابرابری است. این روز، مناسبت قدرتِ طبقه‌ی کارگر است. طبقه‌ای که اگر به خود آگاهی و اقتدار برسد، بنیاد نابرابری و تبعیض را از بین می‌برد و جامعه‌ی سوسیالیستی و کمونیستی را تحقق می‌بخشد.

زنده باد طبقه‌ کارگر

متشکل و متحد باد همه‌ای کارگران جهان!