پاکستان از نقش حامی تا جنگ با طالبان

پاکستان که از آن به‌عنوان بزرگترین حامی طالبان یاد می‌شود، حالا با طالبان در افغانستان به دلیل حمایت از طالبان پاکستانی یا «تی تی پی» می‌جنگد. طالبان افغانستان، با طالبان پاکستان، از نظر ایدئولوژی و علایق قومی با هم نزدیک هستند و در هر دو کشور فعالیت دارند و دارای اهداف و آرمان مشترکی‌اند. طالبان پاکستانی در واقع بخش دیگری از گروه طالبان است که در پاکستان با گفتمان قومی و مذهبی می‌خواهد به قدرت برسد. بسترهای اجتماعی و قومی مساعد طالبان در افغانستان و پاکستان، از آوان شکل‌گیری این گروه، زمینه‌ساز به وجود آمدن گروه طالبان در هر دو کشور بوده و از آن زمان تاکنون، طالبان پاکستانی به‌عنوان بزرگترین نیرویی حامی طالبان افغانستان بوده و در بیست‌سال حضور ناتو و آمریکا در کشور، مناطق قبایلی پاکستان که خواستگاه طالبان پاکستانی است، قلمرو زیست و پرورش طالبان افغانستان و رهبران آن بوده است.

گفتمان سوسیالیستیمطالب رسیده

م. امید

پاکستان که از آن به‌عنوان بزرگترین حامی طالبان یاد می‌شود، حالا با طالبان در افغانستان به دلیل حمایت از طالبان پاکستانی یا «تی تی پی» می‌جنگد.

طالبان افغانستان، با طالبان پاکستان، از نظر ایدئولوژی و علایق قومی با هم نزدیک هستند و در هر دو کشور فعالیت دارند و دارای اهداف و آرمان مشترکی‌اند. طالبان پاکستانی در واقع بخش دیگری از گروه طالبان است که در پاکستان با گفتمان قومی و مذهبی می‌خواهد به قدرت برسد.

بسترهای اجتماعی و قومی مساعد طالبان در افغانستان و پاکستان، از آوان شکل‌گیری این گروه، زمینه‌ساز به وجود آمدن گروه طالبان در هر دو کشور بوده و از آن زمان تاکنون، طالبان پاکستانی به‌عنوان بزرگترین نیرویی حامی طالبان افغانستان بوده و در بیست‌سال حضور ناتو و آمریکا در کشور، مناطق قبایلی پاکستان که خواستگاه طالبان پاکستانی است، قلمرو زیست و پرورش طالبان افغانستان و رهبران آن بوده است.

طالبان پاکستان، در آن زمان، نقش میزبان و حامی را برای آن‌ها داشتند و از این امتیاز بزرگی نیز برخور دار بودند که دولت پاکستان، از طالبان حمایت می‌کرد و از قدرت‌مند شدن آن‌ها در افغانستان، اهداف استراتژیک و سیاسی خود را دنبال می‌کرد.

طالبان افغانستان و پاکستان، برنامه‌ها و آرمان سیاسی و مذهبی مشترکی دارند که هر دو را از هم جدا ناپذیر ساخته و در این تردیدی نیست که طالبان افغانستان، از رهبران طالبان پاکستانی حمایت می‌کنند و به آن‌ها پناهگاه داده یا پناهگاه بدهند.

پاکستان در گذشته، از طالبان حمایت نظامی و سیاسی می‌کرد و بسترهای پرورش تفکر طالبانیسم را تقویت می‌کرد. همچنان؛ پیش از آن‌که طالبان با آمریکا وارد مذاکره شوند، برنامه‌ای را آن سال‌ها، روی دست گرفته بود که طالبان افغانستان و هم‌کشیان پاکستانی و غیر پاکستانی آن‌ها را به افغانستان وارد کنند.

آن زمان، طالبان از نظر نظامی در موقف بهتری قرار داشتند و پاکستان می‌خواست که آن‌ها در افغانستان، بتوانند مناطق بیش‌تری را تصرف کنند و با آن، ادعای خود را که گویا طالبان در پاکستان پناهگاه ندارند را درست نشان بدهد و هم‌خطری را که از قدرتمندشدن هرچه بیش‌تر طالبان پاکستان و افراط‌گرایی مذهبی احساس کرده بود، با این برنامه، می‌خواست از خود دور کند و افغانستان را بیش‌تر از پیش جولانگاه نیروهای عقبگرایی مذهبی بسازد و از عملکرد تخریبی و ارتجاعی آن‌ها برای ناامن کردن هرچهِ بیش‌ترِ افغانستان، برای تحقق اهداف خود استفاده کند.

نادیده گرفتن ماهیت طالبان و ترویج افراط‌گرایی مذهبی و استفاده ابزاری از گروه‌های افراطی مذهبی و تقویت آن‌ها برای مقاصد سیاسی، از اشتباهات بنیادی پاکستان است که در تقویت طالبان و طالبانیسم مرتکب شده و به قدرت رسیدن این گروه در افغانستان، این واقعیت را برجسته ساخته است.

پاکستان از قدرتمندشدن و حملات انتحاری و مرگ‌بار طالبان آن کشور، به چالش جدی مواجه شده است. قدرتمند شدنِ هرچه بیش‌تر طالبان، در پاکستان در همنوایی و همکاری طالبانِ افغانستانی بوده است. هر دوی این گروه‌ها، اهداف مشترک‌شان را تقویت کرده، خواب حاکمان پاکستان را آشفته کرده و از طالبان احساس خطر کرده‌اند.

این مسأله، بازتاب دهندۀ این واقعیت است که پاکستان هرچه را که حالا با آن مواجه شده، نتیجه‌ی رویکرد اشتباه آن، از حمایت طالبان بوده است. حالا، طالبانِ هر دو کشور را در کنار هم قرار داده و فشارها و خطرهایی بزرگی را برای پاکستان آفریده و برای زمینه‌سازی تشکیل نظام مطلوب اسلامی و مذهبی‌شان، در پاکستان، از امکانات و ظرفیت‌هایی که دارند، استفاده کرده و از همدیگر در برابر فشار و حملات دولت پاکستان حمایت می‌کنند.

پاکستان پیش از به قدرت رسیدنِ طالبان در افغانستان، اگر ماهیت ناسیونالیستی طالبان را می‌دانست؛ اما آن را جدی نمی‌گرفت؛ اما حالا این گرایش در حدی بر عملکرد طالبان غلبه کرده و مشکلی را برای پاکستان به‌وجود آورده که حالا به آن درگیر است.

جدال میان طالبان و دولت پاکستان از طرفی؛ اگر نشان دهندۀ رویکرد اشتباه پاکستان، از حمایت طالبان است و از زوایه‌ی دیگر بازتاب دهندۀ ماهیت گروه طالبان نیز است. این گروه نه تنها یک جریان افراط‌گرا و مترجع مذهبی است؛ یک جریان برتری خواه ناسیونالیستی نیز است. از اثر همین ویژگی است که طالبان پاکستانی و افغانستانی را در کنار هم قرار داده و در برابر پاکستان که روزگاری آن‌ها را حمایت می‌کرد و در تشکیل طالبان، نقش بسیار مهمی را داشته، قرار گرفته‌اند.

در گذشته، پاکستان از طالبان و رویکرد ارتجاعی این گروه برای زیر فشار قرار دادن هرچه بیش‌ترِ دولت، در افغانستان استفاده می‌کرد و این استراتژی برایش تا به قدرت رسیدن طالبان، کارکرد موثر داشت؛ اما با به قدرت رسیدن طالبان، این استراتژی و کارکرد آن نقشِ بر آب شد.

ساختار بیش‌تر تک‌قومی طالبان افغانستانی، که با طالبان پاکستان از این نظر، وجهِ مشترکی دارد، بیش‌تر از گذشته، خیال پاکستان را از جانب افغانستان آشفته کرده است. حکومت طالبان به دلیل ماهیت ناسیونالیستی- قومی آن و این واقعیت که بخش بزرگی از پشتون‌ها در پاکستان مورد تبعیض دولت پاکستان قرار دارند، این مسأله، عامل بزرگی است که طالبان افغانستانی و پاکستانی را در محور داعیه‌ای مشترکِ‌شان که همان برقراری امارت اسلامی در پاکستان است، متحد بسازد.

اگر به مسأله‌ای طالبان و پاکستان، عمیق بنگریم. پاکستان با تقویت طالبان و ترویج افراط‌گرایی مذهبی و بستر سازی آن در پاکستان و افغانستان، بزرگترین اشتباه و چالش بزرگی را برای خود آفریده است.

اختلاف طالبان با پاکستان و جنگ کنونی میان آن‌ها مربوط به خود آن‌ها است و برای مردم افغانستان که متشکل از اقوام مختلف است و با تبعیض طالبان مواجه‌اند و این گروه جریانی است که بنیادهای ستم قومی و ملی را با گفتمان مذهبی تقویت می‌کند، هیچ توجیه‌ی ندارد. این جنگ، در هر حالت، یک جنگ ارتجاعی و جدال میان یک گروه مرجع مذهبی- قومی و یک دولتی است که در پنجاه سال گذشته، افغانستان را با هر وسیله و ابزاری و از جمله حمایت از مجاهدین و طالبان و این جریان‌های عقب‌گرا و ضد مدنیت، ناامن ساخته و برای اهداف خود و در به قدرت رساندن طالبان، نقش بسیار بنیادی را ایفا کرده است.