گسترش اعتراض‌ها در ایران؛ جمهوری اسلامی و چالش بدیل آن

عمل‌کرد سرکوب‌گرانه‌ی رژیم آخوندی ولایت فقیه و ناکارگی آن در عرصه‌ی اقتصادی و رویکردهای ارتجاعی و سیاست‌های ناکام آن، در عرصه‌ی بین‌المللی باعث تحریم و فشارهای اقتصادی برجامعه‌ی ایران گردیده است. ایران موازی با عمر جمهوری اسلامی تاکنون از این مسایل و فشار رنج دیده با گذشت هر روز فقر در این جامعه بیش‌تر شده است. آنچه را اکنون مردم ایران می‌کشد و تحمل می‌کند، فقر و گرانی بیش‌تر شده و اعتراض های اجتماعی و خیابانی را گسترش داده، عامل اصلی آن این رژیم است. بیکاری، گِرانی، استبداد و سرکوب مخالفان اجتماعی و سیاسی، مسایلی‌اند که زندگی مردم را در ایران، با دشواری‌های مختلف همراه ساخته است.

گفتمان سوسیالیستیمطالب رسیده

نویسنده: راد مهر آرمان

عمل‌کرد سرکوب‌گرانه‌ی رژیم آخوندی ولایت فقیه و ناکارگی آن در عرصه‌ی اقتصادی و رویکردهای ارتجاعی و سیاست‌های ناکام آن، در عرصه‌ی بین‌المللی باعث تحریم و فشارهای اقتصادی برجامعه‌ی ایران گردیده است. ایران موازی با عمر جمهوری اسلامی تاکنون از این مسایل و فشار رنج دیده با گذشت هر روز فقر در این جامعه بیش‌تر شده است.

آنچه را اکنون مردم ایران می‌کشد و تحمل می‌کند، فقر و گرانی بیش‌تر شده و اعتراض های اجتماعی و خیابانی را گسترش داده، عامل اصلی آن این رژیم است. بیکاری، گِرانی، استبداد و سرکوب مخالفان اجتماعی و سیاسی، مسایلی‌اند که زندگی مردم را در ایران، با دشواری‌های مختلف همراه ساخته است.

سیاست گسترش ایدئوژی مذهبی و بی‌توجهی به‌خواست مردم

حاکمیتِ موجود در ایران، در عرصه‌ی اقتصادی و در رسیدگی به نیازها و خواست‌های طبقات مختلف جامعه و به‌ویژه طبقه‌ی کارگر و متوسط جامعه، بی‌توجه و بی‌برنامه‌ است؛ اما برگسترش ایدئولوژی خود در همسایگی‌های ایران و به‌وجود آوردن اقمار همانند خود در عراق، سوریه و افغانستان برنامه دارد و برای چنین پروژه‌هایش صدها میلیون دالر مصرف کرده و برای موجودیت و پایداری خود، سرمایه‌های اجتماعی و ملی ایران را برای ساخت جنگ افزارهای هسته‌ای هدر داده و این پروژه‌، ایران را در جهان، تا مرز انزوا سقوط داده است.

باوجود این سرمایه‌گذاری‌ها و اقمارسازی مذهبی و پروژه‌های نظامی‌ که سیاست‌گذاران جمهوری آخوندی در ایران، به آن امید بسته بودند؛ در نهایت پس از جنگ اسراییل با حزب الله و کشته شدن رهبران آن در لبنان و جنگ دوازده روزۀ جمهوری اسلامی با اسراییل، این واقعیت ثابت گردید که پروژۀ ترویج ایدئولوژی ولایت فقیه و «محور مقاومت» آن، دستاورد چندانی برای حفظ آن نداشته است. حالا این رژیم؛ بیش‌تر از گذشته در میان رقابت قدرت‌های سرمایه‌داری منطقه، تنها مانده و دار و ندار ایران را در پروژه‌های سیاسی و نظامی خود و سرکوب اعتراض‌های اجتماعی ریخته تا موجودیت خود را حفظ کند.

افزایش تنفر مردم و گسترش اعتراض‌ها

در سال‌های اخیر مردم بیش‌تر از پیش از جمهوری اسلامی و سیاست‌هایش منتفر شده است. به‌ویژه پس از شکل گیری «جنبش زن، زندگی و آزادی» که در اعتراض به قتل مهسا امینی به وجود آمد و جمهوری اسلامی هرچه در توان داشت از بد رفتاری با معترضان کارگرفت و صدها جوان را به قتل رساند. این جنبش قدرت نسل جدید و خواست‌هایش را به صحنه آورد و با تداوم خود ماشین سرکوب جمهوری اسلامی را به چالش مواجه کرد و مردم از قدرت خود و در آوردن تغییر امیدوار شد و ماهیت این رژیمِ عقب‌گرا، قشری و ارتجاعی را در سطح جهان افشا کرد و به این آگاهی رسید که این حاکمیت در حدود نیم‌قرن گذشته، جامعه‌ی ایران را از مسیر پیش‌رفت و توسعه بازداشته، اسیر خود و ایدئولوژی خود ساخته و تمامی سیاست‌ها و برنامه‌هایش در جهت عقب راندن و قرار دادن جامعه در زیر روایت‌ها و باورهای مذهبی و بزرگ کردن قشر ملا و روحانی بوده است. این قشرِ مرتجع در سطح جامعه و حاکمیت بالا رفته که به نام «خدا»، «بهشت» و «دوزخ» مردم را اغوا می‌کند و برایش حفظِ موقعیت طبقاتی و سیاسی مهم است، نه رفاه و ساختن جامعه‌ی مترقی و مدرن که رویای مردم ایران است.

دلیل نارضایتی مردم، گسترش فقر و گرانی در ایران، خود جمهوری اسلامی است و مردم نیز این واقعیت را درک کرده، در هر اعتراض سخن از برچیدن این حاکمیت گفته می‌شود. با گذشت زمان هم، اعتراض‌ها جنبه‌های مختلفی به‌خود می‌گیرد و هم دامنه‌ای آن از یک طبقه به طبقات دیگر، مناطق و شهرهای بزرگ و کوچک، گسترش پیدا می‌کند. شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «سرنگونی جمهوری اسلامی» طرفدارانِ بیش‌تر پیدا می‌کند و بیش‌تر از پیش، در اعتراض‌ها موج می‌زنند.

موجِ جدید اعتراض‌ها در روزهای اخیر از جانب فروشندگان بازار به دلیل پایین آمدن ارزش ریال نسبت به دالر و دیگر ارزهای خارجی در تهران و در مناطقِ مختلف آن شکل گرفت و با گذشت چند روز، بر تعداد اعتراض‌های خیابانی در شهر تهران و شهرهای دیگر افزوده شد و هم تعدادِ اعتراض کنندگان بیش‌تر شده است.

در هرجا طبقات و اقشار مختلف؛ از جمله کارگران، فروشندگان و دانشجویان به جمع اعتراض کنندگان می‌پیوندند و شعار «همه باهم هستیم» و «مرگ بر دیکتاتور» را سر می‌دهند و یکصداخواهان تغییر بنیادی و از میان رفتن نظام جمهوری اسلامی‌اند.

سیر سقوط جمهوری اسلامی و چگونگی اعتراض‌های اخیر

اعتراض‌های که از هفتم جدی آغاز گردیده، بیش‌تر جنبه‌ی اقتصادی دارد این ویژه‌گی این اعتراض را از دیگر اعتراض‌ها، متفاوت ساخته و بازتابندۀ این واقعیت است که اکنون مشکل اقتصادی در ایران، از بنیادهای مسایل جامعه‌ است و عامل اصلی آن، موجودیت جمهوری اسلامی است.

مشکل اقتصادی در ایران به حدی بزرگ شده که طبقه‌ی کارگر، محروم و متوسط جامعه را یکجا به خیابان کشانده است و اکثریت افراد این طبقات، به خیابان آمده اند، اعتراض می‌کنند و دامنه‌ی اعتراض‌ها در تهران و دیگر شهرها و استان‌ها پهن‌تر می‌شود.

این اعتراض‌ها به خوبی نشان می‌دهد که تضاد جامعه با حاکمیت بیش‌تر از گذشته شده و به‌سوی وضعیتی می‌رود که عمر حاکمیت مرتجع مذهبی در ایران را به پایان برساند. این نشانه از آن‌جا بیش‌تر خود نمایی می‌کند که حاکمیت به‌جز رویکرد سرکوب، هیچ سخن و گزینه‌ی دیگری ندارد. آنچه درگذشته ثابت شده، این واقعیت است که چنین برخوردی به غیر از عمیق کردن شکاف میان حاکمیت و مردم و تشدید کردن تضادِ جامعه با حاکمیت، هیچ دستاوردی دیگری برای جمهوری اسلامی ندارد.

مشکلات مردم و گرانی باقی می‌ماند و نارضایتی هم بیش‌تر از پیش می‌شود و حاکمیت که سیاست‌هایش آن را در جهان مزوی کرده و فشارهای قدرت‌های بزرگ سرمایه‌داری، هم بیش‌تر شده است، کاری نمی‌تواند. این زمینه، در کنار دیگر مسایل اجتماعی سبب می‌شود که جمهوری اسلامی هرچه بیش‌تر در تنگنا قرار بگیرد و روند سقوط خود را سیر کند.

چالش بدیل جمهوری اسلامی

بزرگ‌تر شدن تضاد میان حاکمیت و جامعه که طبقات محروم و متوسط را گره زده و یکصدا با هم می‌گویند: «ما باهم هستیم» و گرانی، فقر و بیکاری سبب نزدیک شدن این طبقات گردیده است، تقابل میان حاکمیت و جامعه را در ایران بیش‌تر می‌کند؛ اما در این میان؛ نشان‌هایی بارزی از رویکرد قدرت‌های بزرگ سرمایه‌داری نیز وجود دارد که گزینه‌ی تغییر رژیم، با حفظ ماهیت سرمایه‌داری و ارتجاعی آن را با بازگرداندن قدرت به سلطنت‌طلبان، می‌خواهند. این گزینه؛ از این‌جا بیش‌تر محسوس است که موج سلطنت خواهی و شعارهایی به طرفداری از آن‌ در میان اعتراض کنندگان مطرح می‌شوند. رسانه‌های وابسته به قدرت‌های سرمایه‌داری نیز بیش‌تر اعتراض‌هایی با همین شعارها را بازتاب می‌دهند و بزرگ‌تر نشان می‌دهند.

جمهوری اسلامی تنها رژیم عقبگرای مذهبی است که نزدیک به نیم قرن در جامعه‌ی ایران حاکمیت کرده که مانع بزرگِ توسعه و پیش‌رفتِ هرچه بیش‌تر ایران محسوب می‌شود.

موجودیت این حاکمیتِ مرتجعِ مذهبی نه تنها جامعه‌ی ایران را درلاک سلطه‌ی مذهبی قرار داده و ارزش‌های نوین، مترقی و حکومت دموکراتیک را از این جامعه سلب کرده است؛ بلکه این رژیم با این ماهیتِ خود، نقش بازدارندگی تغییر را در منطقه نیز دارد و با مترقی شدن و دموکراتیک شدن جوامعی که از نظر مذهبی و فرهنگی با آن‌ها وجه مشترک دارد، سر سازگاری ندارد و هم اکنون با رژِیم تروریستی طالبان ارتباط و همکاری دارد و از به قدرت ماندن این گروه در افغانستان حمایت می‌کند و از آن برای پایداری خود در ایران امید بسته است.

این رژیم با گسترش ایدئولوژی خود در جوامعی که مشترکات مذهبی دارد روند دموکراتیک شدن را به چالش مواجه ساخته و گفتمان ارتجاعی مذهبی را تقویت کرده/ می‌کند و عوامل قشر مذهبی را در سطح رهبری فکری و سیاسی رشد داده است.

این جوامع را در بند باورهای دینی و مذهبی که عامل بزرگ تحجرگرایی و سنت گرایی محسوب می‌شود، ساخته است. این فضا و گفتمان، مانع بزرگِ رشد گفتمانِ نوگرایی و سوسیالیستی محسوب می‌شود و جامعه را درگیر باورهای قرون وسطایی و عقب گرایانه‌ی مذهبی ساخته/ می‌کند که حتا نفس کشیدن، آزاد اندیشیدن و سخن گفتن را غیر ممکن می‌سازد.

جمهوری اسلامی با این صفات و کارنامه‌ای سیاه خود که ماهیت آن را بیان می‌کند، باید از جامعه‌ی پویای ایران و تاثیرگذاری منفی و بازدارندگی آن از کُل منطقه و هرجای دیگر، برچیده شود تا فضا برای تغییرات دموکراتیک، مترقی و سکولار باز و آماده شود.

نیروهای مترقی، دموکرات، سکولار و حامی‌ برابری با توجه به مداخله‌ی قدرت‌های سرمایه‌داری که بدیل جمهوری اسلامی را آوردن پسر شاه سابق و تحمیل آن بر مردم ایران می‌خواهند. این رجعت به عقب و چرخش دور باطل را جدی بگیرند و با انسجام و آینده‌نگری، مبارزان طبقه‌ی کارگر و نیروهای مترقی و دموکرات را رهبری و مدیریت کنند تا تجربه‌ی گذشته و تلخی به قدرت رسیدن ملاها و تشکیل جمهوری اسلامی ولایت فقیه؛ بار دیگر؛ با تفاوت‌هایی با ماهیت سلطنت‌خواهی، به میان نیاید و یک رژیم غیر دموکراتیک بر ایران حاکم نشود.

لطفا نظرات خود را با ما شریک سازید

مخاطبین گرامی برای برقراری ارتباط با اتحاد مبارزان سوسیالیست می‌توانید با استفاده ازین فورم با ما در ارتباط باشید، سوالات و نظراتتان را با ما در میان بگذارید، با ما بیشتر آشنا شوید و گزارشات تصویری، صوتی و نوشتاری خود را برای ما ارسال کنید.