به‌پیش در راه ایجاد حزب کمونیست

ماركسيسم پيش از هر چيز علم شيوۀ توليد است، يعني دانشي که نشان مي‌دهد پايه واقعي هر جامعه نه در قانون، دولت يا افکار؛ بلکه در چگونگي توليد و بازتوليد زندگي مادي انسان‌ها قرار دارد. ساختارهاي حقوقي، سياسي و فرهنگي بر بستر مناسبات توليدي شکل مي‌گيرند و مسير تحول‌شان نيز در نهايت به همين مناسبات وابسته است. در شيوه توليد سرمايه‌داري، ابزار توليد در مالکيت خصوصي سرمايه‌داران قرار دارد و بيشتر مردم براي گذران زندگي ناچارند نيروي کار خود را بفروشند.

گفتمان سوسیالیستیمطالب رسیدهصفحه اصلی

ناصر چکاوک

رفقاي ماركسيست انقلابي !

سخن ما با آن جريان‌ها و سازمان‌هاي نيست که تنها نام «مارکسيست» را يدک مي‌کشند؛ اما درفش انقلاب سوسياليستي را کنار گذاشته اند و سرنوشت پرولتاريا را به صندوق‌هاي رأي، پارلمان‌هاي بورژوايي و وعده‌هاي اصلاح طلبانه گره زده اند. آنان به جاي سازماندهي نيروي انقلابي توده‌ها، به سازش با نظم موجود دل بسته اند و چنين مي‌پندارند كه می‌توان از دل همان ساختارهاي که بر استثمار و ستم بنا شده اند، آزادي و برابري را بيرون کشيد.

اما تاريخ با خون و آتش ثابت کرده است که طبقات حاکم هرگز داوطلبانه از قدرت، ثروت و سلطه خود دست نمي‌کشند. سرمايه‌داري با التماس فرو نمي‌ريزد، با بازي‌هاي پارلماني اصلاح نمي‌شود و با وعده‌هاي تدريجي انساني‌تر نخواهد شد. هر اصلاحي که امروز به‌نام «پيشرفت» عرضه مي‌شود، فردا زير چکمه بحران و سرکوب پس گرفته مي‌شود.

اين نظام تنها زباني را مي‌فهمد که پرولتارياي سازمان يافته و آگاه با قدرت انقلابي خود بر آن تحميل کند. سرمايه‌داري نه با خواهش؛ بلکه با مبارزه‌ي بي‌امان، انقلابي و ريشه‌اي به زانو درخواهد آمد. دل بستن به نهادهاي بورژوايي، چيزي جز فاصله گرفتن از جوهر ماركسيسم و عقب نشيني از آرمان رهايي انسان نيست. راه رهايي از ستم و استثمار، از مسير انقلاب اجتماعي و درهم شکستن مناسبات سرمايه‌داري مي‌گذرد، نه از راه ترميم و بزک کردن همان نظمي که هر روز فقر، جنگ، نابرابري و بيگانگي را بازتوليد مي‌کند.

ماركسيسم پيش از هر چيز علم شيوۀ توليد است، يعني دانشي که نشان مي‌دهد پايه واقعي هر جامعه نه در قانون، دولت يا افکار؛ بلکه در چگونگي توليد و بازتوليد زندگي مادي انسان‌ها قرار دارد. ساختارهاي حقوقي، سياسي و فرهنگي بر بستر مناسبات توليدي شکل مي‌گيرند و مسير تحول‌شان نيز در نهايت به همين مناسبات وابسته است. در شيوه توليد سرمايه‌داري، ابزار توليد در مالکيت خصوصي سرمايه‌داران قرار دارد و بيشتر مردم براي گذران زندگي ناچارند نيروي کار خود را بفروشند. سود سرمايه‌داران از تصاحب بخشي از ارزشي به‌دست مي‌آيد که کارگران توليد مي‌کنند، يعني از استثمار کار مزدي. تا زماني‌که اين رابطه‌ی مادي، يعني مالکيت خصوصي، کارمزدي و انباشت سرمايه برقرار باشد، استثمار نيز همچنان باز توليد خواهد شد.

بر اين اساس، مخاطب اين فراخوان همه سازمان‌ها، احزاب و محافلي هستند که دست‌کم در سطح نظري بر ضرورت دگرگوني انقلابي شيوه توليد و برپايي سوسياليسم اتفاق نظر دارند. اين نيروها، با وجود همه‌ی تفاوت‌هاي تاريخي و برنامه‌اي، در يک حقيقت بنيادين مشترکند: سرمايه‌داري با خواهش و تمنا، با صندوق رأي و با اصلاحات تدريجي از ميان نمي‌رود. طبقه‌ی حاکم هرگز داوطلبانه قدرت اقتصادي و سياسي خود را واگذار نمي‌کند. الغاي سرمايه‌داري تنها از مسير سازماندهي آگاهانه‌ی پرولتاريا، تسخير قدرت سياسي و اجتماعي کردن ابزار توليد امکان پذير است.

رفقا!

اگر در اين باور صادق هستيم، ديگر زمان پراكندگي، سکتاریسم و خود محوري به‌سر آمده است؛ نمي‌توان از انقلاب سخن گفت؛ اما هر گروه در حصار نام، پيشينه و اختلافات فرعي خود باقي بماند. نمي‌توان از ضرورت حزب پيشاهنگ سخن گفت؛ اما براي ساختن آن هيچ گام عملي برنداشت. امروز صداقت سياسي در آزموني روشن سنجيده مي‌شود: آغاز گفت‌وگويي جدي، علني و رفيقانه براي اتحاد و فراهم کردن مقدمات تشکيل يک حزب کمونيست مستحکم.

فضاي مجازي، با همه‌ی محدوديت‌هايش، مي‌تواند نقطه‌ی آغاز اين روند تاريخي باشد. اين فضا بايد به ميدان بحث‌هاي اصولي درباره برنامه، استراتژي، تاکتيک و شيوۀ سازماندهي بدل شود، نه عرصه‌ی جدال‌هاي فرقه‌اي و اثبات برتري اين يا آن محفل.

آنچه امروز بيش از هر چيز نياز داريم، اراده‌ي کمونيستي براي عبور از تفرقه و تمرکز بر وظيفه‌ی مشترک تاريخي است. پرولتاريا به ده‌ها گروه کوچک، پراکنده و بي‌اثر نياز ندارد. پرولتاريا به حزبي نياز دارد که بر پايه‌ی مارکسيسم انقلابي، انضباط سازماني، برنامه‌ي روشن و پيوندي واقعي با مبارزات پرولتاريا بنا شده باشد. حزبي که در برابر يورش بورژوازي سر خم نکند، به لجن‌زار اصلاح طلبي و سازش طبقاتي سقوط نکند و در چنين وضعيت اسفبار و انفجاري، زماني‌که تضادهاي اجتماعي به غليان آمده و نظم سرمايه‌داري در بحران و پوسيدگي فرو رفته است، بتواند رهبري سياسي پرولتاريا را به‌دست گیرد، نيروي انقلابي توده‌ها را سازمان دهد و نبرد براي درهم شکستن حاکميت سرمايه و تسخير قدرت سياسي را به پيش براند. امروز، بيش از هر زمان ديگري، ضرورت چنين حزبي احساس مي‌شود. بحران‌هاي پي‌درپي سرمايه‌داري، گسترش فقر، جنگ، سرکوب و بي‌ثباتي اجتماعي بار ديگر نشان مي‌دهد که بشريت همچنان در برابر همان انتخاب تاريخي قرار دارد که رزا لوکزامبورگ آن را با عبارتي جاودانه صورت بندي کرد: سوسياليسم يا بربريت.

رفقا!

تاريخ منتظر ما نخواهد ماند. پرولتاريا بيش از اين نمي‌تواند هزينه‌ی تفرقه، تعلل و خودبيني ما را بپردازد. اگر سازمان‌ها و محافلی که خود را مدافع انقلاب سوسياليستي مي‌دانند به اين وظيفه‌ی تاريخي پاسخ ندهند، ادعاهاي‌شان از سطح شعار فراتر نخواهد رفت. اما اگر با جسارت، صداقت و احساس مسئوليت وارد روند وحدت شوند، مي‌توانند نخستين گام را در راه ساختن آن ابزار ضروري بردارند: حزب کمونیستی که نه فقط در نام؛ بلکه در عمل، تجسم ارادۀ انقلابي پرولتاريا باشد. پس اکنون لحظه‌ی انتخاب فرا رسیده است؛ لحظه‌ي که بايد ديوارهاي مصنوعي و تفرقه‌هاي فرساينده را در هم شکست. دیگر زمان پراکندگي، دودلي و انفعال به‌ سر آمده است. اکنون زمان آن است که نيروهاي انقلابي يک گام به پيش بگذارند، پرچم وحدت را برافرازند و روند شکل گيري يک اراده متحد و انقلابي را آغاز کنند. براي انقلاب. براي سوسياليسم. براي قدرت پرولتاريا. و براي آينده‌ي که در آن انسان افغانستان براي نخستين‌بار آگاهانه سرنوشت خويش را به‌دست خود بگيرد.

زنده باد وحدت اصولي، آگاهانه و پايدار جنبش چپ!

زنده باد مبارزه ايدئولوژيک انقلابي!

زنده باد رهايي تاريخي پرولتاريا!

پيروز باد همبستگي بين‌المللي پرولتري!

لطفا نظرات خود را با ما شریک سازید

مخاطبین گرامی برای برقراری ارتباط با اتحاد مبارزان سوسیالیست می‌توانید با استفاده ازین فورم با ما در ارتباط باشید، سوالات و نظراتتان را با ما در میان بگذارید، با ما بیشتر آشنا شوید و گزارشات تصویری، صوتی و نوشتاری خود را برای ما ارسال کنید.