اخراج پناهجویان افغانستان از پاکستان؛ راهی برای مهار تروریسم یا فرار از واقعیت؟
با به قدرت رسیدن طالبان، بحران مهاجرت نه تنها فروکش نکرده بلکه شدت و حدت بیشتری گرفته است؛ چون روند سرکوب و اعمال محدودیتها علیه شهروندان از یکسو، سیر صعودی بیکاری و فقر از سوی دیگر، سبب شده تا شهروندان مجبور به مهاجرت به کشورهای همسایه شوند. این تنها پیامد بازگشت طالبان نیست. تقویت گروههای تروریستی و گسترش دامنه فعالیت آنها نیز از پیامدهای ویرانگر تسلط طالبان بر افغانستان است. یکی از گروههایی که بیشتر از بقیه از بازگشت طالبان سود برده، تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) است. این گروه حالا با تشدید حملههای تروریستی، به تهدید کلانی برای اسلامآباد بدل شده است.
مطالب رسیدهگفتمان سوسیالیستی
با به قدرت رسیدن طالبان، بحران مهاجرت نه تنها فروکش نکرده بلکه شدت و حدت بیشتری گرفته است؛ چون روند سرکوب و اعمال محدودیتها علیه شهروندان از یکسو، سیر صعودی بیکاری و فقر از سوی دیگر، سبب شده تا شهروندان مجبور به مهاجرت به کشورهای همسایه شوند. این تنها پیامد بازگشت طالبان نیست. تقویت گروههای تروریستی و گسترش دامنه فعالیت آنها نیز از پیامدهای ویرانگر تسلط طالبان بر افغانستان است. یکی از گروههایی که بیشتر از بقیه از بازگشت طالبان سود برده، تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) است. این گروه حالا با تشدید حملههای تروریستی، به تهدید کلانی برای اسلامآباد بدل شده است.
دولت پاکستان که توان مهار تیتیپی را ندارد و فشارهایش بر طالبان افغانستان برای سرکوب این گروه نیز نتیجه مطلوب نداده است، تمام کاسهوکوزهها را بر سر مهاجران افغانستان شکسته و آنان را به همکاری با تیتیپی و دست داشتن در حملههای تروریستی متهم میکند. این ادعا گرچه نمیتواند کاملاً نادرست باشد، چون طالبان افغانستان و طالبان پاکستان به حدی همپوشانی دارند که گاهی تفکیکناپذیر میشوند و طبعاً که هواداران هر دو گروه تروریستی در میان مهاجران افغان نیز وجود دارند و کسی نمیتواند منکر آن شود. در این نیز شکی وجود ندارد که طالبان در شماری از حملههای تروریستی در خاک پاکستان نقش داشتهاند و در آینده نیز خواهند داشت. اما نمیتوان تمام مهاجران افغانستان را تروریست و یا همدست تروریستها دانسته و راه حل را نیز در اخراج دستهجمعی آنها جستوجو کرد. در واقع، مهاجران افغانستان نه تنها نقش چندانی در رشد و تقویت تروریسم نداشتهاند، بلکه نخستین قربانیان گسترش فعالیت گروههای تروریستی به حساب میآیند.
تروریسمی که دولت پاکستان امروز به بهانه آن مهاجران افغانستان را از قلمروش اخراج میکند، حاصل بازی مرگباری است که نظامیان آن کشور از سالها به اینسو با مهارت تمام آن را پیش بردهاند و نتیجهاش هم برای آنان بسیار سودآور بوده است. به لطف رونق صنعت تروری که نظامیان پاکستان آن را مدیریت میکنند، مردم این کشور روی حکومت با ثبات ملکی را ندیدهاند و ارتش بر همه امور کنترل دارد. تروریسم در واقع بهانهای است که نظامیان با علمکردن آن خودشان را ناجی پاکستان جا میزنند؛ این که اگر آنان نباشند کشور را گرگ خواهد خورد. نظامیان با تقویت گروههای تروریستی در افغانستان و پاکستان، هم از آنان بهعنوان ابزارهای ژئوپلیتیکی بهرهبرداری میکنند و هم این گروهها دستاویزی برای تداوم حضور نظامیان در سیاست و اقتصاد آن کشور است.
حمایت بیدریغ نظامیان پاکستان از طالبان افغانستان حقیقتی است که حتا یک آدم عامی هم آن را میداند و نیازی به ارایه اسناد و مدارک برای اثبات آن نیست. سیاستگران افغانستان حتا ایجاد تیتیپی را نیز به نظامیان پاکستانی نسبت میدهند. به باور آنان، این گروه ایجاد شد تا به طالبان افغانستان در جنگ علیه دولت مورد حمایت غربیها در این کشور کمک کند. اگر حالا تیتیپی افسار پاره کرده و بهروی اربابش شمشیر کشیده است، هیچ چیز تازهای را بازگو نمیکند. تمام گروههای تندرو اسلامی چنین رفتاری داشتهاند. آنها ایجاد میشوند تا یک هدف کلان ژئوپلیتیکی را محقق کنند؛ اما این گروهها همیشه در دایره نفوذ اربابان اولیهشان باقی نمیمانند و این مهارت را دارند که ارباب یا اربابان جدیدتر و قویتری برای خود دستوپا کنند. با این حال، هنوز روشن نیست که آیا واقعاً تیتیپی - و همینطور طالبان افغانستان - از کنترل نظامیان پاکستانی بیرون شدهاند یا خیر؛ اما آنچه شکی در آن نمیتوان داشت این است که تهدید اصلی برای پاکستان نظامیان یا صریحتر بگویم مدیران صنعت ترورند نه مهاجران افغان یا پشتونهای آن کشور. پشتونها در هر دو سوی خط دیورند، قربانیان اصلی تروریسم پرورشیافته در دامان نظامیان پاکستانی هستند.
یکی از کارهای اصلی مدارس دینی موجود در پاکستان که با حمایت نظامیان در چند دهه گذشته ایجاد شدهاند، پرورش نسلی از جهادیهای تندرو بوده که بهعنوان سربازان نیابتی آیاسآی چه در زمان جنگ علیه شوروی و چه در زمان حضور نیروهای امریکایی در افغانستان میجنگیدند و نظامیان پاکستانی به کمک همین سربازان جان بر کف توانستند دولت مورد حمایت غربیها در افغانستان را شکست دهند. اما حالا که به گفته تروریستها، جهاد در افغانستان پایان یافته است، هزاران نیروی جهادی پرورشیافته در مدارس دینی پاکستان عطش جهادشان را چهگونه و در کجا رفع کنند؟ وقتی طالبان هر دو سوی خط دیورند دولت پاکستان را اسلامی نمیدانند، اگر تیتیپی با حمایت طالبان افغانستان میخواهد جهاد را در پاکستان به پیروزی برساند، کجایش تعجبآور است؟
فرض کنید که دولت پاکستان توانست تمام مهاجران افغانستان را اخراج کند، آیا تروریسم از میان خواهد رفت؟ روشن است که نه. حامی اصلی تروریسم در خاک پاکستان، ارتش است که کل کشور را در قبضه دارد و همین گونه، منابع اصلی تروریسم در خاک پاکستان مدارس دینی هستند که حالا اگر کودکان مهاجر افغان باشند یا نباشند، به کارشان ادامه میدهند و ارتش نیز کاری به کار آنها ندارد. مگر تنها شهروندان افغانستان هستند که دست به انتحار میزنند؟ نه. پاکستانیها در تروریسم و تندروی یک سر و گردن از افغانها پیشتازند. این مدارس دینی پاکستانی بودند/هستند که با شستوشوی مغزی کودکان افغان از آنان تروریستهای دوآتشه میساختند/میسازند. پس با خروج مهاجران افغانستان از پاکستان، مشکل تروریسم نه تنها حل نمیشود بلکه حتا ممکن است افزایش یابد.
لطفا نظرات خود را با ما شریک سازید
مخاطبین گرامی برای برقراری ارتباط با اتحاد مبارزان سوسیالیست میتوانید با استفاده ازین فورم با ما در ارتباط باشید، سوالات و نظراتتان را با ما در میان بگذارید، با ما بیشتر آشنا شوید و گزارشات تصویری، صوتی و نوشتاری خود را برای ما ارسال کنید.